راه طی شده و هشدارهایی که شنیده نشد!

bazargan002

ن. عزیزی

بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق، متأثر از اندیشه و آموزه‌های مهندس مهدی بازرگان، به نتایجی رسیدند و بحث‌هایی درانداختند که نه تنها قرابتی با بنیان‌های فکری بازرگان نداشته که در برخی موضوعات و مسائل تناقض اساسی با تفکر بازرگان دارند. این‌که یک نظریه یا ایده بی‌نهایت نتایج غیرقابل‌پیش‌بینی دارد، یک امر بدیهی است که در طول تاریخ تفکر بشر، مکرر و اثبات‌شده است. پس این‌که یک نظریه نقیض خود را در دلش بپروراند و وجوه ابطال‌کننده را با خود حمل کند نیز امری بدیهی است. اما اکنون و در این مقال نمی‌خواهیم به این موضوع مهم شناخت‌شناسی بپردازیم. تنها می‌خواهیم بدیهی و طبیعی بودن این‌که ممکن است کسانی به هر علت یا دلیلی از یک نظریه یا ایده، نقیض آن را استنباط کنند را یادآوری کنیم. بنابراین برخی از استنباطات و دریافت‌های بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین از ایده‌ها و نظریات و آموزه‌های معلم خود نیز در تضاد و تناقض اصولی است. یکی از این دریافت‌ها، دریافتی است که از نظریهٔ «راه طی شده» ی بازرگان داشته‌اند. مهم‌ترین خطای این جوانان ۳۰ ساله از آموزه‌های معلم خود این بوده که گمان می‌کرده‌اند بازرگان باورمند است که «راه بشر به راه انبیاء ختم می‌شود.» این خطای بزرگ البته خطاهای دیگری در پی خود دارد که به برخی از آن‌ها در این مقال مختصر اشاره می‌کنیم.

اما فعلاً ببینیم که به طور مختصر دریافت خطای شاگردان از نظریه آموزگار چه بوده است؟ مجاهدین بنیان‌گذار و متعاقب آن‌ها، دیگرانی که در کلاس‌های آموزشی چند نفره، کتب بازرگان را با هم می‌خواندند، به این نتیجه رسیده بودند که بشر در مسیر تکامل خود نهایتاً به آنچه خواهد رسید که انبیاء گفته‌اند و معتقد بودند که راه بشر در نهایت به راه انبیاء می‌رسد. در سیر کتاب «راه انبیاء، راه بشر» نتیجه می‌گیرند که «بشر در هر قدمی که در نردبان تکامل برمی‌دارد، اعم از مسائل نظری و عملی به سوی مکتب انبیاء نزدیک‌تر می‌شود.» اصلی و اولیه‌ترین خطای شاگردان جوان این است که گمان می‌کنند، آموزگار راه بشر را از راه انبیاء جدا می‌داند. حال آن‌که بازرگان در مقدمهٔ کتاب راه طی شده می‌گوید: «بشر در سیر تکاملی خود، راهی جز راه انبیاء نپیموده و روزبه‌روز به مقصد آن‌ها نزدیک می‌شود. اما خواهید دید فاصله به قدری زیاد است و انبیاء آن‌قدر جلوتر از مردم و بزرگ‌ترین نوابغ رفته‌اند که بشریت سال‌های سال باید رنج ببیند و پیش برود تا رشد کافی برای درک صحیح معانی و اجرای درست مقاصد آن‌ها احراز نماید.» (بازرگان، ۱، ۲۲)

انبیاء و بشر دو راه مجزا و منفک از یکدیگر ندارند که در مسیر تکامل بر هم منطبق شوند. راه انبیاء و بشر یکی است و بشر راهی جز راه انبیاء نپیموده است. انبیاء خود بشرند و جزئی از تاریخ انسان‌اند که رقم زنندهٔ تحولات عظیمی هم بوده‌اند. در واقع انبیاء بخشی از اصلی‌ترین سازندگان تاریخ و راه بشر بوده‌اند و بشر در برهه‌ها و برش‌های بزرگی از تاریخ در مسیر انبیاء گام گذارده است. پس راه انبیاء از راه بشر جدا نیست که بر هم منطبق شوند. این درک بشر از آموزه‌های انبیاء است که در مسیر تکامل با واقعیت و حقیقتِ آنچه پیامبران آورده‌اند منطبق و به آن نزدیک‌تر می‌شود. در واقع بشر مسیری را طی می‌کند و به مقصدی می‌رسد که پیامبران پیش از این طی کرده و به مقصد رسیده‌اند. اما این طی طریق خطی نقطه‌چینی از نقطهٔ الف به ب نیست. پر است از پیچ‌وخم و زیر و بم، گاهی انقلاب به عقب می‌کنند و گاهی به جلو، گاهی پیش می‌روند و گاهی پس! حرکت بشر در بستر تاریخ حلزونی است. با این‌که مملو از پیچ‌وخم و فرازوفرود و عقب و جلوست اما در سطح کلی و کلان جهتش به جلو و سیرش صعودی است. هدف بعثت انبیاء «خدا و آخرت» است و انسان از دیرباز تاکنون متأثر از آموزه‌های انبیاء به این دو اصل باورمند بوده است. باور به خدا و آخرت که هدف و مقصد انبیاء است از دیرباز در تمدن‌های متعدد و مختلف بشر دیده می‌شود، منتها آنچه جدید است و متناسب با رشد و تکامل جوامع انسانی رشد می‌کند و به انبیاء نزدیک می‌شود، درک و دریافت منطقی و عقلانی از خدا و آخرت است. بازرگان خود در کتاب راه طی شده به این نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «دین‌داری یا اصل اعتقاد و مخصوصاً ملاحظه از یک حاکم خارجی، به طوری که در فصل بعد توضیح بیشتر خواهیم داد، از ابتدا در فطرت بشر بوده است و در ضمن آیات گذشته، قرآن خلاصهٔ تعلیمات پیغمبران سَلَف مانند نوح و صالح و غیره را بیان می‌فرماید و دیدید هیچ جا پیغمبران نمی‌گفتند: مردم خدایی را بپرستید. آن‌ها ابداً دعوت به پرستش و قبول دین نمی‌کردند. بلکه می‌گفتند: جز خدای یگانه چیز دیگر را نپرستید!» (بازرگان، ۱، ۷۲) پس آنچه که در فطرت بشر هست و در تاریخ بشر نمودها و نمونه‌های بسیاری از باورمندی به آن وجود دارد، پدیده‌ای نیست که انسان با علم و در مسیر تکامل به آن نزدیک شود. بلکه درک و دریافت از آن با رشد علم دچار رشد و تکامل می‌شود و بشر به درک انبیاء از حقیقت توحید و معاد نزدیک می‌شود. «خلاصه آنکه علم، اشتباهات و خرافاتی را که به دین چسبیده بود پاک کرد و آن تصویر غلطی را که مردم در لباس دین ولی به اعتبار افکار قدیم از دنیا و حقایق عالم می‌نمودند، باطل کرد.» (همان، ۹۸) بنابراین است که بازرگان تلاش می‌کند با استناد به نظریه‌های علمی، درکی مبتنی بر خرد و عقلانیت دورانی از خدا و آخرت ارائه دهد، و هشدار می‌دهد که این درک البته نسبی است و ممکن است خطا باشد، چون علم پدیده‌ای نسبی و متغیر، و تحول و تکامل یابنده است. علمی که می‌تواند خرافات را از دین بزداید و ما را به درک درست از اصول دین نزدیک کند، اگر مطلق شود خود می‌تواند به یکی از عوامل اصلی انحراف از دین و توحید تبدیل شود. بنابراین است که بازرگان هشدار می‌دهد استفاده از علم برای فهم دین به ما کمک می‌کند، اما اگر دست‌آوردهای علم را مطلق کنیم دین را ضایع و ذائل می‌کند. «ایراد در این نیست که مؤمنین برای درک اصول دین خود و اثبات حقانیت آن متوسل به علوم زمان شده‌اند. بهترین راه چنین بوده است. ایراد در این است که، چرا متوجه امکان خطاها و نواقص علم نبودند و آن را جزو دین کردند و خود را در اشتباهات علمی و وهمی منجمد نمودند و سدی در مقابل جریان طبیعی و پیشرفت دین ایجاد کردند. از این بدتر آن‌که هنوز هم بعضی‌ها دو دستی به علوم و اشتباهات قدیم چسبیده و حاضر نیستند آن‌ها را از دین جدا سازند!» (همان، ۱۰۵) پس یکی از اشتباهات شاگردان جوان و چریک بازرگان این بود که گمان می‌کردند استاد راه انبیاء و بشر را از هم جدا می‌داند و بشر در نهایت و با اتکا به دست‌آوردهای علمی به راه انبیاء می‌رسد.
خطای دوم این بود که گمان می‌کردند، راه انبیاء، راهی است به موازات علوم بشری منتها در مسیر و مداری دیگر و با ارتقای کیفی‌تر که بشر در نهایت به آن می‌رسد. بنابراین بود که تلاش کردند از دل دین و قرآن روش‌های علمی و فلسفی بیرون آورند. شناخت‌شناسی، روش‌شناختی، دیالکتیک، تضاد، هستی‌شناسی، نظریهٔ تکامل، روش علمی قرآن و... موضوعات و مباحثی بودند که در آثار خود به آن‌ها پرداختند. این در حالی بود که مهندس بازرگان به صراحت در کتاب راه طی شده تاکید کرده بود که: «دین و علم در عین ارتباط و احتیاجی که به یکدیگر دارند، لازم است هر یک استقلال خود را حفظ کنند. مطالب و احکام دین هر قدر با بصیرت و دقت و روی موازین علمی شناخته شود و عمل گردد، البته بهتر است. ولی چون علم قهراً دچار اشتباه و نقص است و دائماً در حال اصلاح و تکمیل می‌باشد، نمی‌تواند ملاک قاطع ثابت دین باشد و دین را نباید در قالب معلومات زمان اسیر و میخ‌کوب نمود.» (همان، ۱۰۵) وی حوزه و هدف دین را مستقل از حوزهٔ علم و فلسفه و دانش و دست‌آوردهای بشری می‌داند و درجای‌جای آثارش و به فراخور موضوع تأکید می‌کند پیامبران نیامده‌اند به ما علوم فیزیک و هواشناسی و شیمی و اخترشناسی و... بیاموزند. در کتاب «باد و باران در قرآن» که موضوعی کاملاً علمی است و در آن تلاش می‌کند با اتکا و استناد به دست‌آوردهای علمی به فهم و درک برخی آیات قرآنی بپردازد، تاکید می‌کند «قرآن نخواسته است اصول و قوانین فیزیک تدوین نماید، یا هواشناسی به ما تعلیم دهد.» (بازرگان، ۴، ۲۴۵) در جایی دیگر از همان کتاب با تاکید مؤکد می‌گوید: «همان‌طور که در مقدمهٔ کتاب عرض شد، قرآن کتاب هواشناسی نیست و برای تدریس علوم و فنون زندگی که عقل‌رس و وظیفهٔ بشر است نیامده است. خداوند پیغمبر را مبعوث نکرده است که به ما طبیعیات بیاموزد، تعلیم خیاطی و طرح لباس خاصی برای مسلمانی بدهد و یا سبک معماری مساجد را تعیین کند.» (همان، ۳۰۱ و ۲) اما شاگردان جوانش به این هشدار توجه نکردند و در تلاش شدند که از قرآن اصول علمی، روش و نظریهٔ اقتصادی و اجتماعی و... درآوردند. و از آنجا که گفتمان چپ مارکسیسم در جهان مسلط بود، تلاش کردند که از قرآن و اسلام اصولی شبیه به ماتریالیسم دیالکتیک، با این تفاوت که به جای ماتریالیسم مذهب را بگذارند، درآورند. به قول بزرگی آموزه‌های مارکسیسم را با رنگ و لعاب آیات و روایت به عنوان آموزه‌های دینی پذیرفتند و آموزش دادند. این در حالی بود که مهندس بازرگان به طور جدی با چنین روشی مخالف بود و با روشی شبیه به مارکسیسم به‌طریق‌اولی مخالفت می‌کرد.
خطای سوم که سنتز این دو خطا بود و به مراتب بزرگ‌تر و فاجعه‌بارتر از آن‌ها این بود که خود را نوک پیکان تکامل دیدند. خطای اول این بود که گمان می‌کردند انبیاء نه تنها در رابطه با خدا و آخرت که در همهٔ امور و شئون زندگی و از جمله علم و روش – اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، مبارزه، روابط بین‌الملل، امپریالیسم، نفت، کارترها و تراست‌های نفتی و... – در اوج هستند و انسان و دست‌آوردهای انسانی فاصله بسیاری با آن‌چه انبیاء آورده‌اند دارند. بنابر این گمان بود که خود را صاحب دست‌آوردهای عظیم انبیاء می‌دانستند و خطای سوم خلق شد که خود و دست‌آوردهای خود را در اوج تکامل می‌دانستند و گمان می‌کردند که در درک و فهم مسائل و موضوعات مبتلابه جوامع بشر فرسنگ‌ها از دیگران جلوترند و کسی به گرد پای آنان نیز نمی‌رسد. این خطای تئوریک و نظری بعد از اعدام بنیان‌گذاران و رهبران اولیه به حوزهٔ عمل و رفتار سازمانی هم کشیده شد و فاجعه به بار آورد. این در حالی بود که مهندس بازرگان این خطر را پیش‌بینی کرده و نسبت به آن هشدار داده بود. وی در بخش‌های اولیه کتاب راه طی شد می‌گوید: «نباید تصور کرد که چون پیغمبران همان راهی را که بشر به تدریج و به زحمت طی می‌کند، قبلاً طی کرده و به ما نشان داده‌اند، پس برای مؤمنین تنها عقیده و تمسک به دین کافی خواهد بود و توجه و پیمایش راهی که بشر متمدن از طریق علوم و صنایع یعنی فعالیت‌های زندگی طی می‌کند لازم نیست. خیر! به طوری که تجربه نشان داده است صِرفِ خواندن و شنیدن آیات و دستورات و حتی عمل کردن ظاهری و قشری به دستورهای اخلاقی کافی نیست. زیرا که فهمیدن این حقایق و اجرای صحیح دستورها رشد و تجربه و تربیت طولانی لازم دارد و این رشد و تربیت باید از همان طریق ابتلای به زندگی و تمرین حاصل شود. بسیار دیده‌ایم که تقدس توام با جهالت چه انحراف‌ها و چه خشکی و حتی قساوت قلب و خودخواهی و غروری به بار آورده است. چه وسواسی‌ها که عین کثافت بوده و چه محبت‌ها که عین خسارت و خیانت درآمده است!» (بازرگان، ۱، ۴۶)
متأسفانه این هشدار بازرگان نیز مورد توجه قرار نگرفت و از دل آن سازمان و آموزه‌ها و آموزش‌هایش، «فرقهٔ رجوی» بیرون آمد که خود را نوک پیکان تکامل می‌دانست و می‌داند و با غرور و نخوت خود و دوستانش را نابود نموده و در برهه‌ای از تاریخ جامعه و سیاست ایران را گرفتار بحرانی عمیق کرد. بحرانی که نتیجهٔ بی‌توجهی هر دو طرف به این هشدار بازرگان بود. بعد از انقلاب اسلامی دو گروه خود را نوک پیکان تکامل می‌دانستند، دو گروهی که بازرگان آنان را فرزندان «مجاهد» و «مکتبی» خطاب می‌کرد. هر دو گروه گرفتار تقدس‌بخشی به آموزه‌های مورد تأیید خود شده بودند و با گرفتار آمدن در غرور و تعصب و تجاهل به جان هم افتادند و کمر به نابودی یکدیگر بستند. شاید این آخرین هشداری بود که در آن بازرگان جوانان مغرور و بی‌تجربه و کم‌سواد را مخاطب قرار داد و از آن‌ها خواست که ایران را به سمت ویرانی و نابودی نبرید. در این هشدار بود که گفت: «خلاصه آنکه هردوی شما مجاهد و مکتبی اگر مرا پدر خود ندانید و پشت کنید، من شما را فرزندان خود می‌دانم. گوشتان را می‌کشم و رویتان را می‌بوسم؛ هر دو، فرزندان این آب و خاک و این انقلاب هستید. درافتادنتان با یکدیگر خانه‌مان را خراب می‌کند و می‌سوزاند، خودتان را بیچاره و آواره می‌کند و بیگانگان را همه‌کاره. انقلاب ما اگر جوانان برومندش چون شما را از دست دهد و از ایران ما یک لبنان سراسر خاک و خون درست کند، چه چیز برایمان باقی خواهد ماند؟ به عنوان پیر خانواده که به فضل خدا هنوز توان و تمنا دارد این مطالب را با شما در میان می‌گذارم و اگر به پدری قبولم دارید، می‌خواهم که در روزنامه‌های مجاهد و جمهوری اسلامی درج کنید. وقتی هرکدام برادر دیگر را منافق، مرتجع، مزدورِ امپریالیسم یا توطئه‌گر می‌خوانید، اشتباه می‌کنید و نسبت بی‌جا به هم می‌دهید، زیرا که هر دو یک‌پارچه آتش و جنبش هستید و هر یک در طریق و تفکر خود یک انقلابی مخلص پرشور جانباز است. یکدیگر را گروهک نخوانید. مجاهدین عدهٔ قلیل نیستند نفوذ عجیب در دختر و پسرهای دانش‌آموز و دانشجو و در مدارس دارند. مکتبی‌ها نیز هم فراوان‌اند، هم فداکار، متشکل و مجهز و ستون فقرات انقلاب. منحرف هستید اما نه منافقید، نه مرتجع و نه مزدور اجانب. اصلاً این چه حرفی است که هرکس با ما اختلاف داشت به‌جای آنکه بگوییم در اشتباه یا خطاکار است، بگوییم مزدور دشمنان است. با چنین طرز فکر انکارِ حیثیت ملی و شخصیتِ اسلامی و استعداد خودکفائی را می‌کنیم. اگر نسلی و کسانی زیاد از این ملت و امت به وجود آمده است که احراز شخصیت و استقلال کرده، با اراده و ایمان و شهادت، حماسهٔ انقلاب را اثبات می‌کنند، چرا فقط آنچه که مثبت و معجزه و خوب است را از خود و خدا بدانیم ولی آنچه را که منفی و بدی است از خارج خود بدانیم.» (بازرگان، ۲۲، ۴۷۸ و ۹)

منابع:
۱ – مهندس مهدی بازرگان، مجموعه آثار (۱)، نشر اینترنتی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان

۲ – سازمان مجاهدین خلق، راه انبیاء، راه بشر، بی‌جا، بی‌تا

۳ – مهندس مهدی بازرگان، مجموعه آثار (۴)، نشر اینترنتی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان

۴ – مهندس مهدی بازرگان، مجموعه آثار (۲۲)، نشر اینترنتی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان

مقالات و دیدگاه ها

IMAGE
جلوگیری از فاجعه منطقه 22
مهندس محمد توسلی: معاون محترم معماری و شهرسازی شهرداری تهران روز شنبه، 25 شهریور،...
IMAGE
امنيت ملي، ثبات، صلح و توسعه پایدار؛ پيامد نظام مردم سالار
مهندس محمد توسلی:   اقدامات تروريستي 17 خرداد سال جاری و پيامد­هاي آن بار ديگر...
IMAGE
الگوی صبوری و شکوری، نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر ابراهیم یزدی
مهندس محمد توسلی: دكتر ابراهيم يزدي در طول زندگي خود، گفتمان و فكر پيشگامان...
IMAGE
ابراهیم یزدی به روایت احسان شریعتی
گفتگوی روزنامه وقایع اتفاقیه با احسان شریعتی: «این روزها برگ‌هایی از کتاب تاریخ...
IMAGE
دولت با «ناهماهنگی میان امکانات و نیازها» چه خواهد کرد؟
دکتر غلامعباس توسلی: کلیدی‌ترین و درعین‌حال مهم‌ترین چالش پیش‌روی دولت...
IMAGE
نامه اولین شهردار تهران پس از انقلاب به دکتر نجفی، شهردار منتخب تهران
محمد توسلي نخستين شهردار تهران بعد از انقلاب با ارسال نامه‌اي به محمدعلي نجفي...
IMAGE
میراث طالقانی-19 شهریورسالگرد شهادت مبارزی متفاوت است
مهندس محمد توسلی: 38 سال بعد از در گذشت آیت‌الله سید محمود طالقانی در شهریور ماه،...
IMAGE
درگذشت روشنفکری مسلمان، مدرن و معتدل
مقاله واشنگتن‌پست درباره دکتر ابراهیم یزدی نوشته: دارا الاسفار | ترجمه: شیدا...
به یاد دکتر یزدی از مسجد هوستون تا کوچه تورج تهران
رضا مسموعی: بخت از منت گرفت و دلم آنچنان گریست،کز کودکی برُبایی پرنده‌ای.در این...

مصاحبه ها

IMAGE
پاسخ به شبهات و اتهامات علیه ابراهیم یزدی
گفت‌وگو با مهدی معتمدی‌مهر:       سرگه بارسقیان-تاریخ ایرانی: با درگذشت دکتر...
IMAGE
یزدی و سحابی؛ پس از انقلاب، نماد دو جناح در نهضت بودند
گفت‌وگوی هفته نامه سازندگی با محمد توسلی پیرامون تحلیل فعالیت حزبی و تشکیلاتی...
IMAGE
یزدی بهترین جانشین بازرگان بود
گفتگوی مهندس ابوالفضل بازرگان با تاریخ ایرانی  فهیمه نظری: برادرزاده دبیرکل سابق...
IMAGE
مي خواستيم ساختار اداره شهر متحول شود
محمد توسلی در گفت‌وگو با آینده‌نگر: مقدمه: محمد توسلي در گفتگو با آينده¬نگر از...
IMAGE
جوانگرایی بدون کادرسازی؟
میزگردیباحضورنمایندگاندونسلفعالانسیاسی: محمدتوسلیوعبداللهمومن سرگه بارسقیان:...
IMAGE
نخشب کنشگری جدی، بامطالعه، منظم و متواضع بود
گفت‌وگو زیتون با مهدی هاشمی درباره بنیان‌گذار خداپرستان سوسیالیست: زیتون ـ...
یزدی انقلابی‌تر از بازرگان بود
گفت‌وگوی زیتون با ماشالله شمس الواعظین   زیتون-ماهو منفرد: درگذشت ابراهیم یزدی،...
IMAGE
‏برادر علیرضا رجایی: بهداری زندان ۵ بار درخواست اعزام به خارج از زندان کرده بود که این اجازه داده نشد
قصه‌ی پر از درد علیرضا رجایی این روزها تیتر بسیاری از روزنامه‌ها و سایت‌های خبری...
امام به دکتر یزدی گفت تا من زنده هستم کسی حق ندارد به شما متعرض شود
مصاحبه روزنامه همدلی با مهندس لطف‌الله میثمی:   دکتر یزدی زمانی‌که دولت موقت...
صبور آزادی
گفتگوی شرق با مهندس محمد توسلی: فرزانه آئینی: ابراهیم یزدی هم رفت و گوشه‌هایی از...