جامعه مدنی، مسیر گذار به توسعه در نظر بازرگان

bazargan005


محمد خیرالدین

در تاریخ ۱۰۰ سال اخیر، شادروان مهدی بازرگان، بدون تردید یکی از اثرگذار‌ترین شخصیت‌های ایران است. چه، در مورد هویت وجودی اکثر مردم ایران، یعنی «ملیت» و «مذهب»، کتب و سخنرانی‌های بسیاری را جهت بهبود وضعیت جامعه ارائه داده است. این دو ویژگی اساسی که بنیان آثار او را ساخته‌اند، در سخنان خود بازرگان نیز متجلی است: «در هر حال دیانت و سیاست از عوامل مؤثر دست اول اجتماع و سرنوشت ما بشمار می‌روند، خواه کسی معتقد و طرفدار و عامل به آن‌ها باشد یا نباشد. تماس و تصادم‌هایی هم دائماً میان این دو، چه در خارج و چه در وجدان و عمل ما، وجود دارد». (۱) نظر به این‌که مهندس بازرگان از سال‌های نوجوانی، به‌خصوص پس از ملی شدن صنعت نفت، تحولی عظیم را در حوزه‌های فکری و سیاسی این کشور رقم زده، بررسی اندیشه‌های سیاسی‌اش بسیار مهم است. در مورد اندیشهٔ او آثار بسیاری وجود دارد، اما هنوز زوایای پنهانی از تفکرش هست که کاویده نشده و نیازمند فهمی دوباره است. بازرگان به‌ عنوان یک ایرانی مسلمان، از بعد دینی و ملی، خود را موظف و مسئول در برابر جامعه می‌داند و این احساس وظیفه، باعث پرورش اندیشه‌ای می‌گردد که می‌توان آن را تحلیل و سیر تکاملی آن را ادامه داد.

توماس اسپرینگز (۲) در کتاب «فهم نظریه‌های سیاسی» مراحل چهارگانه‌ای را برای شناخت و فهم اندیشهٔ یک انسان بیان می‌دارد. در واقع برای هم‌سخن شدن با اندیشمند، باید به دنبال پاسخ چهار سوال بود، (مراحل و گام‌های چهارگانه اسپرینگزی). پاسخ به چهار پرسش که شخص بحران را چه می‌‌بیند؟ دلایل به‌وجود آمدن بحران چیست؟ جامعهٔ ایده‌آل از منظر شخص اندیشمند دارای چه ویژگی‌هایی است؟ و در ‌‌نهایت راه‌حل و مسیر رسیدن به جامعهٔ ایده‌آل چه می‌باشد؟ نگارنده با این الگو سعی در فهم بازرگان دارد.
مجموعه آثار بازرگان غالباً در حیطهٔ ملت، دین و حکومت به رشتهٔ تحریر در آمده‌اند، پس می‌توان نتیجه گرفت که بازرگان بحران را در رابطه با این سه مقوله، و مرتبط به یکدیگر شناخته است. وی بحران را در هویت وجودی مردم این سرزمین می‌بیند. هویت وجودی جامعهٔ ایران نیز، با دین و خلق‌وخوی ایرانی شکل گرفته است. در واقع دست روی این دو ویژگی ساختاری وجودی ملت گذاشته که از دل آن وضعیت امروز برآمده است. تاریخ ایران صاحب قدیمی‌ترین استبداد است و بازرگان علت تداوم حکومت مستبد را در فرهنگ و اخلاق ایرانی جستجو می‌کند. «خصال و روحیهٔ هر یک از ما و اجتماع ما، چیزی جز حاصل جمع نطفهٔ انسان اولیه با مجموع تاثیرات محیط و معاش و معتقدات و تربیت و حکومت و غیره که طی چندین هزار سال بر اجداد ما وارد شده است، نیست.» (۳) وی با بیان این معادلهٔ عمومی، در پی یافتن تاثیرات معاش، محیط و معتقدات رفته، به این نتیجه می‌رسد که همواره معیشت و طریقهٔ ارتزاق ایران ۷۵% بر مبنای کشاورزی بوده است. فلات ایران واقع در منطقه‌ای معتدل و متمایل به حاره، قسمت اعظم آن برخوردار از هوای صاف و آفتاب حیات‌پرور، با نزولات کافی در ارتفاعات و قنات و چشمه در دامنه و خاک حاصل‌خیز، محیط مناسبی برای کشاورزی بوده است؛ هرچند که مشاغل دیگری نیز به فراخور زمان وجود داشته است. این‌گونه زندگی، آثار و خلقیاتی را طی سالیان متمادی به این‌نژاد آریایی اضافه کرده است. بردباری یا به عبارت صحیح‌تر تحمل منفعل، شلختگی، وارهایی، قناعت‌پیشگی، زمین‌گیری (وابستگی به زمین) و تک‌زیستی از آثار زندگی کشاورزی است، که در ایرانیان نهادینه گشته است. بازرگان در هر یک از موارد یاد شده توضیحات مفصلی را ارائه داده و حاصل جمع این خصایص را تحت عنوان «سازگاری ایرانی» بیان می‌کند. به‌طوری که این سازگاری، در طول تاریخ، در برخورد با ملل مختلف خود را نشان داده است. ایران چهارراه تاریخ بوده و همواره متهاجمین و متجاوزین، از شرق و غرب و شمال و جنوب، بر آن تاخته‌اند و از تاریخ ۲۵۰۰ ساله، تنها ۷۰۰، ۸۰۰ سال حکام ایرانی حکومت می‌کرده‌اند، اما هیچ‌گاه نام ایران از صحنهٔ روزگار حذف نمی‌گردد. (برخلاف اتفاقی که برای امپراتوری‌های بزرگی نظیر روم و عثمانی افتاد). قدرت تطبیق و تقلید بی‌نظیر و هوش سرشار برای اقتباس، مظهر این سازگاری ایرانی است. زندگی کشاورزی، از آن‌جا که به راحتی انسان را به استغناء و استقلال می‌رساند، فرصت تمرین برای قبول مسئولیت‌های شهروندی را از انسان می‌گیرد و خوی تفرقهٔ اجتماعی را در ایرانیان به‌وجود آورده است. دیگر ویژگی‌های اخلاق این نوع زندگی، زود و به زور خواستن است. زراع‌ پیشگی و تجاوز، آینده‌نگری را از مردم این سرزمین گرفته و عدم توجه به سرمایه زمان، زودخواهی و همچنین زورپذیری و زورگویی را از شاه و سلطان به ملت، کدخدا به دهاتی‌ها، معلم به شاگرد و پدر در خانواده بسط داده است.
در کنار خصوصیات ایرانیت، تاریخ ایران هیچ‌گاه از مذهب و روح دین‌داری جدا نبوده است، دین‌داریی توام با یک روح توحیدی خالص و حق‌پرستی. از آن‌جا که سابقهٔ ادیان یکتاپرست و اعتقاد به خدای واحد در نزد ایرانیان به دوران قبل از اسلام باز می‌گردد، ایران پیش از اسلام نیز، تحت تاثیر تعالیم زرتشت، پیامبر ایران باستان، جامعه‌ای یکتاپرست بوده است، یکی از دلایل این بحران را بازرگان در آفات ادیان و سوءاستفاده از آن بر مبنای استبداد می‌داند. بازرگان آفاتیکه بر دین بار شده‌اند را، آفات توحید و رسالت و مسائل پیرامون این دو اصل می‌داند. از نظر مرحوم بازرگان، توحید که به ظاهر مورد قبول اکثریت جامعه بوده و از بدیهیات است، افزار و آفاتی دارد که در دنیای امروز، شاید به چشم نیاید. و در سه جلسه سخنرانی که بعد‌ها تحت عنوان «آفات توحید» به رشته تحریر درآمد، به معرفی و توضیح آن آفات می‌پردازد. او بیان می‌دارد که کلمهٔ طیبه و شعار پیامبر اسلام «لا اله الا الله» جنبهٔ نفی داشته، رسالت مبارزه با شرک و نفی معبودهای بشریست. اگر قدیمی‌ترین شکل شرک، بت‌پرستی است، با پیش‌رفت تمدن، اشکال شرک در زندگی انسان تکامل یافته، به نوعی تحت آفات فردی (دنیاپرستی فردی و تمایلات نفسانی) و آفات اجتماعی (دنیاپرستی اجتماعی در اثر زندگی جمعی و احتیاجی که به امنیت و راحتی است) بروز می‌کند. هدف قرار گرفتن دنیا به شکل‌های مختلف در برابر آخرت (تحت هوی نفس) دنیاپرستی فردی را به‌وجود آورده و تبعیت از یک نظام اجتماعی طاغوتی برخلاف آن‌چه نظام توحیدی (حکومت مردم بر مردم) معرفی می‌گردد، دنیاپرستی اجتماعی را برقرار می‌کند. یکی دیگر از آفات توحید، استبداد معرفی می‌شود و می‌گوید «اطاعت مردم از فرد و تسلط فرد بر مردم، ناچار قدرت می‌آورد و به دنبال قدرت، ستم‌گری و اطاعت خلق. یعنی طاغوت یا حکومت‌های استبدادی سراسر تاریخ، که از آفت‌های عمدهٔ توحید است و جبههٔ نیرومند ضد رسالت پیغمبران را تشکیل می‌داده است.» (۴) در کنار شکل‌های مختلف شرک‌های فردی و اجتماعی، آفات توحید میان ایمان آورندگان به خدا نیز به‌وجود می‌آید. شخص‌پرستی شاخهٔ اول و حالت آشکار آفت‌زدگی اهل توحید، انحراف از خدا به فرستادگان و اولیاء خدا است. زمانی که به جای گرایش به حق و حقیقت پای شخص‌پرستی به میان می‌آید. اولین استبداد هم بعد از ظهور اسلام، استبداد دینی، تحت حکومت خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس معرفی می‌شود. بازرگان می‌گوید: «در زمینهٔ شخص‌پرستی، اهل کتاب نه تنها برای انبیاء و بزرگان دین شخصیت خدائی و قدوسیت قائل می‌شوند، بلکه برای خود نیز انتساب الهی در روابط اختصاصی و شخصی با خدا تصور می‌نمایند (خود را قوم خاص خدا دانستن، اولیاءلله من دون الناس)» (۵) بازرگان هدف بعثت پیامبران را سوق دادن مردم به خدا و آخرت دانسته و از این منظر، هرجا که هدف را از خدا و آخرت خالی می‌بیند، آن را آفت برمی‌شمارد. برای مثال، دیگر آفات توحید را خدمت‌پرستی، اصول‌پرستی، ریاکاری و سالوس می‌داند که در آن‌ها هدف از خدا به دنیا تغییر کرده است.
از نظر بازرگان، به غیر از توحید، رسالت نیز دچار آفت‌زدگی شده است. «آفت‌زدگى رسالت در این است که اشخاص و عناصر و عواملى به نام خدا، با ادعاى مأموریت از طرف او و رسولش، یا به تصور صلاحیت داشتن براى تشخیص و تفسیر آیات و احکام، خود را به گونه‌اى در جاى رسول مى‌نشانند یا وظیفه و نقش (Fonction) پیغمبرى و مأموریت الهى انزال و اصلاح کتاب و شریعت را، خارج از آنچه خود کتاب و سنت ارائه و اجازه داده است، انجام مى دهند.» (۶) آفت‌زدگی رسالت، طیف گسترده‌ای را در بر می‌گیرد که در تاریخ دین اثرگذار است. دین‌گرایی، یعنی توجه به ظواهر و بی‌توجهی به معنی و منظور، یکی از این آفات است که چه در توحید و چه در رسالت وارد شده و از اصل آن را خارج می‌سازد. ادعای دروغین پیامبری و یا جانشینی رسول خدا نیز در جهت تداوم رسالت از دیگر آفات مهم است که گریبان‌گیر جوامع دینی است. در واقع، در تداوم رسالت، شاهدیم که دین را ابزاری برای برقراری استبداد و بهره‌مندی از نیروی ایمان مردم، در جهت کسب قدرت و منافع شخصی - گروهی دانسته‌اند. «نه تنها در دنیاى اسلام بعد از رحلت آورنده آن، بلکه در سایر ادیان و در تاریخ جهان، رسم چنین بوده است که حکام و پادشاهان براى تقویت خود و تثبیت قدرت و سلطنت، مؤثر‌ترین وسیله و رسا‌ترین راه را استفاده از نیروى ایمان خلق و اتکاء به دین یا انتساب خود به خدا مى‌یافته‌اند. یا آن‌که ادعاى خدایى، فرزندى و جانشین خدا را مى‌کرده‌اند و در حداقل، سایه خدا بودن. به این ترتیب هم عقیده و علاقه و اطاعت مطلقه مردم را جلب مى‌نمودند و هم مخالفین و منتقدین و مدعیان را با سلاح دین رایج و تعصب‌هاى عامیانه مى‌کوبیدند. گاهى نیز در اتصال به رسالت، پاسدار دین و سیف‌الاسلام شدن یا کلب آستان ولایت بودن برایشان کافى مى‌شد.» (۷)
از نظر بازرگان تداوم در رسالت در دو بخش صورت می‌گرفته است: ۱) تأسی از رسول‌الله در امر رسالت و اجتهاد؛ ۲) امر به معروف و نهی از منکر. در مورد اول معتقد است به احتمال قوى و معقول و منطقى منظور تأسى در حسن خلق و گذشت و مهربانى و سایر صفات و رفتارهاى پیغمبر با مردم است. مانند تواضّع، خوش‌رویى، خوشبینى، صداقت، امانت، عدالت و غیره؛ در مورد دوم نیز امر به معروف و نهی از منکر را فریضه‌ای همگانی و همیشگی می‌داند، اما آن را مراقبتی می‌داند که از جانب مردم به مردم و یا مردم به حکومت است برای جلوگیری از ظلم و فساد، که باید به دور از زور و آزار باشد و جنبه بشارت و انذار را دارد.
بازرگان متولیان دین را نهادی اجتماعی می‌داند که قرآن در باب تاسیس آن هیچ فرمانی نداده، اما آن‌ها را به تدبیر دعوت کرده و بازخواست‌ها و نگرانی‌هایی از جانب آن‌ها داشته است. بازرگان به متولیان دین با دو معیار قرآنی نگاه می‌کند،» یَشْتَرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً» (۸) و «وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَا عَلَى رَبِ الْعَالَمِینَ» (۹)، که نگرانی قرآن را از دین‌فروشی متولیان دین بنابر تجربهٔ روحانیت مسیحیان و یهودیان، مشخص می‌کند. «وقتى دین براى انسان دکان شود و زهد و تقدس یا علم و ارشاد وسیلهٔ معاش و مقام گردد، صنوف و طبقات ممتازه‌اى تشکیل مى‌شود که در جامعه برخوردار از احترام و اقتدار یا مزایا و منافع بوده، خواه ناخواه براى جلب مقام و مزایاى بیشتر پاى ریاکارى و انواع تظاهر و تبلیغ در میان خواهد آمد و دنباله‌اش به جلوه‌گرى و خودآرایى و بالاخره به بازی‌گرى با دیانت و عبادتِ خدا کشیده خواهد شد.» (۱۰)
باری، جمع این آفات در دین و خلقیات ما ایرانیان پدید آورندهٔ وضعیت کنونی جامعه است. استبداد در تمامی مراحل استبداد می‌آورد. از نظر بازرگان «حکومت‌های استبدادی به صورت ناحق یا دروغ به وجود می‌آیند، بنا و بقای آن‌ها با دروغ و ظلم می‌باشد، در جوامع بذر دروغ و آزار می‌پاشند» (۱۱) از آن‌جا که بشر، زندگی و معیشتش دائم در حال تغییر است، شکل‌ها و قالب فرهنگی - دینی نیز تغییر کرده، اگر هم این تغییر صورت نپذیرد، فشار اجتماعی برای تغییر آن ظاهر می‌گردد. این تغییر می‌تواند پشتوانه‌ای بر مبنای اصلاح‌گری و نواندیشی داشته باشد و یا برعکس، از آموزه‌ها و ارزش‌های متن (قرآن) فاصله بگیرد. بازرگان با نگاه نواندیشی و اصلاح‌گری در دین، به امور دنیایی خویش می‌پردازد و آثار او نیز موید این مطلب است. اما در کنار این نواندیشی، بازرگان رسالتی بیش از اندیشه برای خود قائل است که همین احساس مسئولیت، او را به روشنفکر دینی مبدل می‌سازد. انسانی که منتقد وضع موجود بوده و سعی در تحول ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. بازرگان در ابتدای کتاب بازگشت به قرآن می‌گوید:
«َذَا الْتبست علَیکُم الفتن کَقطَعِ اللَّیلِ المُظْلمِ فَعلَیکُم بِالقُرآن» (حدیث نبوی) هنگامی که فتنه‌ها چون شب تاریکی شما را احاطه کرد و پوشاند رو به قرآن بیاورید، به قرآن بازگشت کنید. این حدیث هم حاکی از یک پیش‌بینی و نگرانی است و هـم وصیتی است که پیغمبرمان به امت خود می‌نماید. بزرگ‌ترین خطری که هر نظام و دستگاه و اساس منبعث از اعتقاد و متکی به مـرام یا ایدئولوژی را تهدید می‌کند، دور شدن و فراموش شدن اعتقاد یـا ایـدئولوژی اسـت و عمده‌ترین توصیهٔ پایه‌گذار، بازگشت به اصل و اساس است. (۱۲)
او منشا این فتنه‌ها را در دو بعد بررسی می‌کند. «مقصود از فتنه در این‌جا چیست؟ گرفتاری‌ها و درگیری‌ها به صورت نزاع و جنگ و سختی‌هاست یا اختلاف‌ها و ابهام‌ها و اشکالات فکری و عقیدتی؟ مسلماً هر دو، و بیشتر دومی، به دلیل تشبیهی که به پاره‌های شب ظلمانی شده است، و مسائل و مشکلاتی را به خاطر می‌آورد که مردم از حل آن‌ها عاجزند و نمی‌دانند که درست و نادرست یا اصل و بدل کدام است، یا چاره و راه نجات چیست، از این رو متحیر و مأیوس می‌شوند.» (۱۳) اما بازرگان با شناسایی مشکلات دیانت و ملیت سعی می‌کند با بازخوانی متن، آفات و خرافات را کنار زده و بر اساس ویژگی روشنفکری خویش، ساختار جامعه را از وضع موجود به وضع مطلوب سوق دهد و در مقام روشنفکری با مد نظر قرار دادن ارزش‌ها و مفاهیم کلیدی آموزه‌های وحیانی، مدرنیته را در جامعه پیاده‌سازی کند. در واقع با «نسبیت» به مدرنیته و سنت نگاه می‌کند و هر آن‌چه از سنت که خلاقیت و ابتکار داشته و می‌تواند حلال مشکلات کنونی باشد را قبول کرده، باقی‌ماندهٔ آن را به نقد و چالش می‌کشد. در کنار آن نیز سعی می‌کند اصول و مفاهیم مدرنیته را فهمیده، با بومی کردن این مفاهیم مانع بروز تعارض در فرهنگ بومی ایرانی شود.
بازرگان در مورد نوع حکومت مطلوب خود و نگاه سیاسی شخصی، کاملاً تحت تاثیر آیه «اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم» (۱۴) قرار داشته، به عقیدهٔ وی، اساس دموکراسی از دین، از همین آیه استخراج شده و منش پیامبر اکرم و امیرالمومنین نیز بر همین اصل استوار است. بازرگان در سیاست‌ورزی و مبارزات سیاسی خویش هیچ‌گاه از اصول دموکراسی عدول نکرده و همواره از حکومت مردم بر مردم سخن می‌گوید. «حکومت دموکراسی، یعنی حکومت مردم بر مردم، بهترین شکل حکومت و شاید تنها صورت قابل قبول آن است. این طرز حکومت است که بهتر می‌تواند ضامن استقلال مملکت و موجب اصلاح و سعادت و ترقی ملت باشد.» (۱۵) اگر دموکراسی را به دو رکن آزادی و برابری بگیریم بازرگان آزادی را حق بنیادین بشر دانسته که موجب رشد و تکامل انسان می‌شود. «بزرگ‌ترین خطری که امروز ملت‌های عقب‌ماندهٔ دنیا را احاطه کرده است، همین عدم آزادی و عدم شخصیت است. روزی که مردم بدانند مصدر عمل و اثری نیستند و جلوی آزادی و نظر آن‌ها سد شده است، دیوانه هستند اگر دنبال زحمت و کمال بروند.» (۱۶) در مورد برابری نیز بازرگان بر این باور است که یکی از اصول دموکراسی برابری است، یعنی جایی که به صفت انسان بودن به اشخاص نگاه شود و تبعیض از هر نوعی محکوم باشد. این برابری را چه در گفتار و چه در کردار او شاهدیم. دموکراسی «ه‌مان مکتب و مسلک و سیاستی که مابین طبقات مردم کشور تساوی قائل است. اگر به لحاظ بهره‌مندی و فعلیت نباشد، لااقل به لحاظ حق بهره‌مندی و بالقوه (پتانسیل) می‌خواهد که تمام افراد هم‌سطح و یک‌نواخت باشند و مزایا و مواهب در اختیار همه کس قرار گرفته و عوام و خواص همراه و هم‌شأن یکدیگر شوند. دموکراسی است که نه تنها دعوی مساوات می‌نماید، بلکه عدالت اجتماعی را می‌خواهد و حقوق همهٔ افراد را مساوی و واجب‌الرعایه می‌شناسد (البته دموکراسی مورد نظر و خواست واقعی اروپائی‌ها، نه تقلیدی و ساختگی و دروغی و زبانی زمامداران ما). فکر حکومت مردم بر مردم از این‌جا ناشی می‌شود که مردم را آزاد از بندگی و اسارت و اطاعت از دیگری دانسته و لایق اداره کردن خود می‌شناسند.» (۱۷) وی همچنین در مورد راوبط اجتماعی اصل را بر «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» می‌گیرد و در واقع فرد حق ندارد آزادی را از جمع و جمع از فرد سلب کند. این‌گونه بازرگان ارکان دموکراسی را تبیین می‌کند.
امروزه شرط توسعه را گذار از نظام‌های اندک‌سالاری (oligarchy) و برقراری دموکراسی می‌دانند. رابطهٔ دولت و ملت موضوع اصلی در شکل‌دهی دموکراسی و جلوگیری از حکومت طبقه‌ای خاص است. علت ماندگاری و پایداری اندک‌سالاری، تملک انحصارگونه قدرت سیاسی - اقتصادی است. هرچه انحصار در قدرت بیشتر باشد، برقراری دموکراسی و شکستن ساختار قدرت سخت‌تر خواهد بود. برای برقراری دموکراسی باید سعی کرد تا با حرکتی تدریجی انحصار در قدرت را در ید مردم آورد. در واقع توسعه زمانی پدیدار می‌شود که قدرت محدود شده و در بین جامعه توزیع گردد. از طرفی باید پذیرفت که تغییر باید از جامعه صورت پذیرد تا امکان استقرار دموکراسی فراهم گردد. جامعه مدنی هم باعث تقویت کل جامعه شده و هم سعی در مهار قدرت و تحمیل مطالبات به آن می‌کند. شکل‌گیری جامعه مدنی به تدریج با عدالت‌خواهی در مشروطه آغاز گشته و تا امروز فراز و نشیب‌هایی داشته،‌گاه فراموش شده و‌گاه بر اثر انسداد مورد توجه قرار گرفته است. با تجربیاتی که از تاریخ پرنوسان ۱۰۰ سال اخیر داریم، می‌توان نیاز امروز را تقویت جامعه مدنی و نهادگرایی دانست. رشد جامعه مدنی با تقویت نهادهای مردم‌بنیاد شکل می‌گیرد. بازرگان در این راه، توجه ویژه‌ای به دو مقولهٔ «آموزش» و «نهادسازی» می‌کند. در واقع وی آموزش، تربیت و مهارت در انجام کار جمعی را، مسیر رسیدن به دموکراسی دانسته و می‌گوید «ما در ایران از بیچارگی‌های خود می‌نالیم؛ بیکاری، بی‌سوادی، یا بی‌پولی را موجب آن می‌شماریم. از خیلی بی‌چیزی‌ها و بی‌بندوباری‌ها شکایت می‌کنیم، ولی ناتوانی عمده و بی‌عالجی مشکل دردهای ما، از غیر اجتماعی بودن ماست. مرض بزرگ و موجب اساس بدبختی‌ها و عقب‌افتادگی ما،‌‌ همان علت یا عللی است که در خاصیت انفرادی و خصلت خودبینی، خودخواهی و خودپرستی ما منعکس و متمرکز گردیده است.» (۱۸) معروف است که دموکراسی نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه یادگرفتنی است. پس افزون بر کار جمعی که نوعی تمرین دموکراسی نیز در آن هست، باید این مهارت را در جامعه و در میان مردم بسط داد. مهارت کار جمعی، امروز تحت سیطره نهاد‌ها صورت می‌پذیرد. پس باید نهاد‌ها را تقویت کرد، حال این نهاد‌ها چه مذهبی باشند، چه فرهنگی، چه اقتصادی، چه سیاسی و حزبی،.... بازرگان می‌گوید «هر محفلی و هر مجلسی که در ایـن مملکت در هرجا و به دست هرکس تشکیل شود و جمعی در آن برای همکاری مفید در آن حضور یابنـد مکتبی برای دموکراسی و تربیت اجتماعی ما و روزنه‌ای به آسمان نجات ایـران خواهـد بود.» (۱۹) با نگاه اجمالی به آثار بازرگان و راه‌حل‌های پیشنهادی وی می‌شود مشکلات امروز را تا حدی مرتفع کرد. باید در مسیر تکمیل نظریاتش به تناسب عصر حاضر، جامعه مدنی را تقویت نموده و از هر فرصت بالقوه‌ای برای نهادسازی استفاده نمود و به این نکته اهتمام ویژه داشت که جامعه مدنی هدفی زود بازده نیست، بلکه در یک مشی می‌گنجد که بازرگان، ما و آیندگان بخشی از آن خواهیم بود.

یادداشت‌ها:
مرز میان دین و سیاست، مهدی بازرگان، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص ۴
Thomas Spring
سازگاری ایرانی، مهدی بازرگان، شرکت سهامی انتشار، ص ۷
آفات توحید، مهدی بازرگان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۳۵
آفات توحید، مهدی بازرگان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۵۱
آفات رسالت، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۲۳۵
آفات رسالت، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۲۸۹
قرآن کریم، سوره آل عمران، آیه ۱۹۹، آیات خدا را به بهاى ناچیزى نمى‏فروشند
قرآن کریم، سوره شعراء، آیه ۱۰۹، من هیچ مزدی در برابر این دعوت از شما نمی‌‏خواهم اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است.
آفات رسالت، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۳۳۳
دروغ و نقش آن در دین و دنیای ما، مهدی بازرگان، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص۲۳
بازگشت به قرآن (۱)، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۱۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۲۵
بازگشت به قرآن (۱)، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۱۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۲۶
قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۱۱، خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‌‏دهد مگر آنکه آن‌ها خود را تغییر دهند
تعریف حکومت از پایین، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲۲، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص۲۲
مسلمان اجتماعی و جهانی، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۷۲
انسان و خدا، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۸۲
احتیاج روز،، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۸، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص۲۲۹
تعریف حکومت از پایین، مهدی بازرگان، مجموعه آثار ۲۲، بنیاد فرهنگی مهندس بازرگان، ص ۳۲

 

منبع:هفته نامه پایتخت کهن

مقالات و دیدگاه ها

IMAGE
روحانی و مطالبات مردمی
مهندس محمد توسلی   جامعه امروز ما در حالی که کمتر از سه ماه به پایان کار دولت...
IMAGE
خاطرات زندان قزل قلعه
محمد توسلی خاطرات دوران زندان قزل قلعه بخشی ازخاطرات زندان سال پنجاه است که در...
نقد یا تخریب
محمدتقی فاضل‌میبدی

مصاحبه ها

انقلاب نتیجه انسداد اصلاحات
محمد توسلی، مصطفی تاجزاده و علی شکوهی در نشست چرا انقلاب شد؟ انقلاب نتیجه انسداد...
IMAGE
آیا مردم عذرخواهی قاضی مرتضوی را می پذیرند؟
قاضی مرتضوی هم زمان با طی مراحل قانونی پرونده کهریزک، متن عذرخواهی خود را از مردم...
IMAGE
فقیهی که باید عارف می‌شد
روایت هاشم صباغیان از آیت الله طالقانی
IMAGE
چرا تهران مصدق ندارد؟
گفتگو با محمد توسلی