سخنی با فقهای مکرم شورای نگهبان

hojati kermani

محمدجواد حجتی کرمانی

من مظلومم و به‌حکم «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الامن ظُلم»، در این نوشته بدون «جهر به سوء» از خودم دفاع می‌کنم. حضرات «نا مؤیّد» دیگر منجمله سیّدین سندین داماد و پدرزن (حضرت آیت‌الله سیدمحمد بجنوردی و حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی) به قدر کافی و حتی بیشتر از حدّ لزوم عِدّه و عُدّه دارند که از خودشان دفاع کنند امّا این حقیر یک لاقبا که دستم به هیچ عرب و عجمی بند نیست و برخلاف تصور بسیاری که مرا با بزرگانی عظیم‌القدر بسیار نزدیک می‌دانند و حتی «مشاور» می‌پندارند، چنان نیستم که می‌پندارند... باری من در این دفاعیه تنها یک رفیق شفیق قدیمی دارم از دارالامان کرمان «سیّدمحمود» نام که از اولاد زهراست و پدرم با پدرش صیغة اخوّت خوانده بودند و مادرش با مادرم همگو و همدرد و هم‌سخن بودند...

* * *

من در این نوشته از خودم دفاع می‌کنم اما اساس دفاع من برمی‌گردد به یک ادّعای عامّ مستدل و آن این است که حضرات بزرگوار شورای نگهبان دامت برکاتهم که قاعدتاً باید تجسّم و تبلور درآمیختگی فقه و سیاست باشند (چرا که در مقامی‌اند که صد درصد هم سیاسی است هم فقهی) اما در ردّ گسترده نامزدهای مجلس شورا و خبرگان، سخت بی‌سیاستی کرده‌اند!...

این نویسنده کمترین، بی‌اطلاع از سیاست نیست و بیش از ۶۰ سال است که با سیاست زیسته و سال‌های سال، قبل و بعد از زندانِ ۱۰ ساله ـ و به‌خصوص در ۱۰ ساله زندان ـ به‌صورت میدانی و رودررو، تمرین سیاست‌آموزی و سیاست‌فهمی داشته است و اکنون خود را مستدلاً و با ارائه شواهد و قرائن، مجتهد سیاسی می‌داند.

این حقیر سراپا تقصیر، بر آن است که شورای محترم نگهبان نه تنها سیاست ندارد بلکه کاملاً برخلاف مقتضای سیاست (سیاست عقلی و عرفی و شرعی) عمل کرده و می‌کند. و اما دلیل:

حضرات آقایان بزرگوار شورای نگهبان، بیش از هرکس و هر گروه به حوزة علمیّه قم ـ صانها الله عن الحدثان ـ تعلّق دارند و باید حرمت حوزه را بیش از هرکس و هر گروه نگه دارند. اما وقتی می‌بینیم آقایان برخلاف نظر صریح تنی چند از مراجع بزرگوار قم عمل می‌کنند و چنان بی‌اعتنایی می‌کنند که گویی اصلاً نه مرجعیتی در کار است و نه مراجع احترامی دارند، معلوم می‌شود که اصلاً حضرات بزرگوار در حوزه عملکرد علمی و فقهی خودشان هم، سیاست ندارند تا چه رسد به حوزه عمومی به‌خصوص جوانان و دانشگاهیان و روشنفکران دینی صاحب‌نظر به‌اصطلاح دگراندیش.

آقایان بزرگوار بی‌اعتنا به افکار قشری وسیع از عامه مردم و نیز تحصیل‌کردگان و روشنفکران و دانشگاهیان و اهل اطلاع و مطالعه عمل می‌کنند.

می‌گویند «احترام امامزاده با متولی است». وقتی شورای نگهبان احترام مرجعیت را ندارد چه توقعی است که مردم دیگر، به‌خصوص جوانان و بالأخص اهل سیاست و فرهنگ به مرجعیت و روحانیت احترام بگذارند؟ وقتی مردم می‌بینند حضرات بی‌توجه به افکار عمومی ـ که حوزه‌های علمیه و دانشگاهیان و روشنفکران دینی و غیرهم در گروه کثیری از داوطلبان مجلس و خبرگان خود را نشان می‌دهند ـ این‌قدر بی‌اعتنا و توجهند، چه انتظاری می‌توان از عامه مردم، برای شرکت «گسترده!» در انتخابات داشت؟ در این بخش بیشتر صحبت نمی‌کنم و می‌روم بر سر دفاع از خودم:

* * *

ـ همان‌گونه که در نامه اعتراضی‌ام خطاب به فقهای بزرگوار نوشته‌ام، حقیر در انتخابات مجلس خبرگان دومِ رهبری در امتحان اجتهاد قبول شدم و در انتخابات شرکت کردم و از کرمان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری برگزیده شدم و هشت سال نماینده خبرگان بودم. به آقایان یادآور شده‌ام که مجرای «استصحاب»، «یقین سابق» و «شک لاحق» است و این قاعده اصولی که عقلانی و عرفی است مورد عمل شورای نگهبان قرار نگرفته است علی‌الخصوص که این دفعه حتی مرا برای امتحان مجدّد هم فرانخواندند هرچند در اصل لازم هم نبود.

علاوه، من چند صفحه از تقریرات درس «حاج‌آقا روح‌الله خمینی» را که در حدود ۶۰ سال پیش نوشته بودم ضمیمه کردم که دلیل دیگری بر اجتهاد من است البته با تمسک به استصحاب، دلیل سوم من اجتهاد فقهی و سیاسی خودم در مورد حکم قتل سلمان رشدی مرتد بود که گفته بودم «مخاطب» این حکم «دولت ایران» نبوده است چرا که دولت ایران به‌حکم «اوفوا بالعقود» ملزم به اجرای معاهدات بین‌المللی است پس اجرای حکم اعدام برای دولت ایران حرام است زیرا دولت ـ به‌اصطلاح حوزوی، تخصصاً یا تخصیصاً ـ مشمول حکم امام نیست. و بر این اساس بود که مشکل حقوقی ما با دولت انگلیس حل شد.

* * *

این بود اجمالی در مورد دفاع از خودم در حوزه فقاهتی که در قلمرو وظایف فقهای شورای نگهبان است و بزرگواران حقوقدان در این مورد نظری نمی‌دهند و نباید بدهند.

اما سخن من در نامه‌ام منحصر به این قسمت نبود و بلکه از باب «دفع دخل مقدر» از لحاظ سیاسی هم یادآور شده بودم که حقیر مانند هر صاحب‌نظر مستقل سیاسی با وصف ایمان و وفاداری به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و رهبری امام خمینی و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نظرات خاص سیاسی خودم را دارم و همان‌گونه که فقهای عظام با وصف احترام به یکدیگر، صریحاً نظر مخالف یا موافق خود را در برابر همگنان خود ابراز می‌دارند، حقیر هم در همه موارد و مصادیق خاص سیاسی اعم از داخلی و خارجی و اعم از نظری و عملی، نظر مستقل خودم را ابراز داشته‌ام و ابراز خواهم داشت و این اختلاف و تفاوت نظر سیاسی، هیچ‌گاه به ارادت و عشق و علاقه‌ام به انقلاب و رهبر فقید و رهبر جدید انقلاب کوچک‌ترین خدشه‌ای وارد نکرده و نخواهد کرد...

* * *

و سرانجام یک سؤال:

آقای جنتی و فقها و حقوقدانان شورای نگهبان از چه می‌ترسند؟!... من و امثال من از صاحبان رأی آزاد که احیاناً با آراء حضرات آقایان سازگار نیست، چرا باید از حق خود محروم گردیم؟ و چه کسی شک دارد که ردّ یا عدم قبول امثال این حقیر، جنبه فقهی ندارد و صد درصد سیاسی است. کاش سیاسی بود! ضد سیاسی است! آقایان نه‌تنها فقه و سیاست را درهم نیامیخته‌اند، بلکه روشی کاملاً غیرسیاسی و ضد سیاسی پیش‌گرفته‌اند... (غیرسیاسی به معنای منفی یعنی بی‌سیاستی!...) ۱

والسلام

پی‌نوشت:

۱ آقایان هم می‌فرمایند ما سیاسی عمل نمی‌کنیم و مقصودشان این است که دیدگاه‌ها و عملکرد سیاسی نامزدها در رد و قبول آنان مؤثر نیست!... و کیست که به این دعوی باور کند حتی خودشان؟!

مصاحبه ها

IMAGE
آیا مردم عذرخواهی قاضی مرتضوی را می پذیرند؟
قاضی مرتضوی هم زمان با طی مراحل قانونی پرونده کهریزک، متن عذرخواهی خود را از مردم...
IMAGE
فقیهی که باید عارف می‌شد
روایت هاشم صباغیان از آیت الله طالقانی
IMAGE
چرا تهران مصدق ندارد؟
گفتگو با محمد توسلی