تواضع معرفتی؛ راهکار فلسفی مبارزه با خشونت

علی پایاpaya


فلسفه، لااقل آن گونه که نگارنده آن را فهم می‎کند و در تاملات خویش به کار می‎گیرد، نوعی "بازی زبانی" یا "روشی درمانگر"، یا "فعالیتی نظیر حل جدول کلمات متقاطع"، یا "تکاپویی در خدمت ایضاح ابهامات معنایی" نیست، بلکه کوششی اصیل برای دست و پنجه نرم کردن با مسائل واقعی است که از رهگذر مواجهه با جنبه‎های مختلف واقعیت (خواه واقعیت طبیعی و خواه واقعیت‎های برساخته اجتماعی) پدیدار می‎شوند. این کوشش با نیت دستیابی به راه حل‎های مناسب برای مسائل مورد اشاره به انجام می‎رسد هر چند که کسب موفقیت در این مسیر از پیش تضمین شده نیست.

خشونت، باز آن گونه که صاحب این قلم آن را می‎فهمد، و صرف‎نظر از جلوه‎ها و انحاء و اقسام متنوع آن، ظاهرا با به کار گیری قدرت از سوی موجودی برخوردار از حیث التفاتی به نیت خدشه دار کردن یا آسیب رساندن ، یا نابود ساختن ظرفیت‎های مادی و معنوی یک موجود دیگر که او نیز واجد حیث التفاتی است،همراه است. ظرفیت‎های مادی و معنوی مورد اشاره از جمله شامل جسم و بدن و کالبد مادی، شخصیت، کرامت، هویت، اراده، و هستی معنوی موجود دیگر می‎شود.


اگر نیتی که در بند پیشین بدان اشاره شد، هدف قریب و اولی خشونت تلقی شود، انحاء اهداف و نیت‎های ثانوی را نیز می‎توان با پدیدار اعمال خشونت همراه دانست. از جمله این اهداف می‎توان به سلطه‌طلبی مادی، استعلاطلبی ایدئولوژیک، زیاده‌خواهی مالی و اقتصادی، شهرت‌طلبی و شوق کسب نام و اعتبار، و ... اشاره کرد.

پدیدار خشونت می‎تواند در اشکال مختلف، مثلا صریح و آشکار یا پنهان و پوشیده و به شیوه‎های گوناگون از جمله زبانی و لفظی، روحی و روانی، فیزیکی و مادی، و از سوی کنشگران مختلف، خواه اشخاص و خواه نهاد ها، و در ظرف و زمینه‎های متفاوت، از خانواده و محیط درس و کار گرفته تا عرصه ارتباط میان حکومت‎ها و شهروندان‎شان و تا صحنه روابط بین ملت‎ها و دولت‎ها ظهور پیدا کند.
هرچند خشونت را می‎توان و باید در مقام یک پدیده واقعی با ابعاد پرشمار، با بهره گیری از دانش‎های تجربی روز از جمله جامعه‌شناسی، جرم‌شناسی، روان‌شناسی، انسان‌شناسی، و ...مورد بررسی قرار داد، اما از یک منظر فلسفی شاید بتوان گمانه زنانه این نظریه را پیشنهاد کرد که یک عامل ضروری لازم (هرچند غیر کافی) برای همه رفتار‎های خشونت آمیز در هر سطح و تراز، و از ناحیه هر کنشگر (خواه افراد و خواه نهادها) را باید در دیدگاه و رویکردی جست‎وجو کرد که فلاسفه عقل‌گرای نقاد از آن با عنوان دیدگاه و رویکرد "موجه سازانه 1" یاد می‎کنند.

فرد یا نهادی که خود را موّجه2 می پندارد، به دلالت التزامی همه دیگران را بر مسیر ناصواب می‎یابد و به این اعتبار خود را محق (موجه) می‎داند که برای به طریق صواب بازگرداندن آنان، از هر ابزاری، از جمله توسل به خشونت، بهره بگیرد.موجه سازی، عموما با "یقین" به درست بودن رویکرد یا موضع یا دیدگاه کنشگر (خواه فرد و خواه نهاد) همراه است و یقین می‎تواند زمینه ساز اتخاذ رهیافت‎های جازمانه شود و از جزم گرایی تا خشونت ورزی، راه چندانی نیست.

جنبه دیگری که از موجه سازی بهره می‎گیرد و زمینه ساز خشونت می‎شود پای بندی به دیدگاهی در باره حقیقت است که از آن با عنوان "آشکارگی حقیقت" یاد می‎شود. آنان که به این دیدگاه پای بندند بر این باورند که حقیقت نزد آنان است و برایشان آشکار. کسانی که از "دیدن" حقیقت عاجزند، فاقد ظرفیت هایی اند که "دست یافتگان به حقیقت" واجد آنند. این افراد خود را واجد نوعی بینش و بصیرت به شمار می‎آورند در برابر دیگران که آنان را فاقد چنان بینش و بصیرتی می‎دانند، استفاده از خشونت را نه تنها مجاز که ضروری به شمار می‎آورند.
رویکرد موجه سازانه همچنین می‎تواند به رهیافت‎های "اراده گرایانه" دامن بزند. از آنجا که موجه سازی به شخص وعده دستیابی به معرفتی موجه شده و قطعی و یقینی می‎دهد، با در اختیار داشتن چنین معرفتی تنها جنبه ای که باقی می‎ماند ورود به صحنه عمل است و در این صحنه نیز اراده است که دائر مدار امور است. اراده نیز برای آن که خود را موجه می‎پندارد، و بنابراین خود را بی نیاز از بازنگری در آراء و اندیشه هایش می‎داند، به شیوه جازمانه به کار گرفته می‎شود.

اگر گمانه پیشنهادی بالا در راستای اصابت به واقع قرار داشته باشد آنگاه در پاسخ به پرسشی که در عنوان مقاله مضمر است، یعنی این که فلسفه چگونه می‎تواند در مبارزه علیه خشونت کمک کار واقع شود می‎توان توضیح داد که اگر فیلسوفان، چنان که عقل گرایان نقاد اهتمام ورزیده اند، به خود و به مخاطبان خود این نکته را آموزش دهند که موجه سازی، به هر شکل و در هر هیئت و قالب و رویّه ای، اساسا امکان پذیر نیست، آنهم به این دلیل ساده که هر وجهی که برای موجه ساختن یک مدعا یا موضع ارائه شود، خود به توجیه نیاز دارد و بنابراین پای تسلسلی بی پایان به میان خواهد آمد، و این را بیاموزانند که نظریه آشکارگی حقیقت، نادرست است و حقیقت، متاعی دیریاب است که تنها با کوشش و مجاهده بسیار، آنهم به شیوه‏‎ای گمانه‎زنانه، می‎توان بدان نزدیک شد، و این نکته را تعلیم دهند که اراده گرایی، در غیاب به کارگیری عقلی که خود را موجه نمی داند، تبعات خطرآفرین به بار می‎آورد، آنگاه زمینه برای ترویج و پذیرش آنچه که عقل گرایان نقاد آن را "تواضع معرفتی" می‎نامند فراهم می‎گردد.

تواضع معرفتی را یک معرفت شناس سرشناس قرن بیستم در قالب عبارت ذیل اینگونه توضیح داده است: "من ممکن است بر خطا باشم و شما بر صواب، اما با بذل جهد هر دو می‎توانیم به شناخت حقیقت نزدیک تر شویم" 3.
اگر علت‌العلل معرفتی خشونت، بر وفق آنچه در گمانه پیشنهادی ذکر شد، رویکرد‎های موجه‌سازانه است، آن گاه یک شیوه اساسی برای مقابله ریشه ای با خشونت در همه اشکال و انحاء آن و از سوی هر کنشگری، آموزش "تواضع معرفتی" و هشدار دادن در قبال "استکبار معرفتی" است. اما سوگ‌مندانه باید گفت که اکثریت قریب به اتفاق فلسفه‎های رایج همچنان بر طبل موجه سازی می‎کوبند و شیوه‎های موجه سازانه را برای به کرسی نشاندن دعاوی خویش به کار می‎گیرند4. اگرچه که چنین نیست که فیلسوفان قائل به موجه سازی همگی قائل به خشونت ورزی باشند و اگرچه که درست است که بسیاری از فیلسوفان موجه ساز، بخصوص در حوزه فلسفه اخلاق، کوشش‎های بسیار به خرج داده اند تا از بروز خشونت جلوگیری کنند یا آن که از ابعاد آن بکاهند، اما واقعیت این است که موجه سازی، زمینه ساز پذیرش جازمانه این امر می‎شود که "فرد بر صواب است و دیگران بر ناصواب". ترویج رویکرد‎های موجه سازانه، بخصوص در میان آنان که به بررسی‎های نقادانه خو نکرده اند، می‎تواند به تسهیل بروز خشونت کمک کند.

عقل گرایی نقاد اما، موجه سازی را نادرست می‎شمارد، یقین را امری غیر معرفتی محسوب می‎دارد،اراده گرایی کورکورانه را خطر خیز می‎داند، و تواضع معرفتی را یک وظیفه اخلاقی اساسی به شمار می‎آورد و بر این نکته تاکید دارد که راه به سوی رشد نظری و معنوی در قالب یک تمدن انسان ساز زمانی هموار می‎شود که شمشیر‎ها (نماد خشونت فیزیکی و عریان) جای خود را به نقد‎ها در عرصه اندیشه‎ها بدهند و افراد به جای دریدن دیگری، اندیشه‎های او را نقادانه ارزیابی کنند، و به این شیوه به خود و دیگری امکان دهند با درس گیری از خطاهایی که از رهگذر نقادی آشکار می‎شوند گام تازه ای در مسیر تقرب به حقیقت و برساختن جهانی بهتر بردارند.
عقل گرایان نقاد تاکید دارند که برای بهبود بخشیدن به امور راهی جز پذیرش این نکته که جهل هر یک از ما بی‌پایان است و دعوی معرفتی‌مان نیز می‎باید در حیطه عمومی مورد نقادی جمع قرار گیرد، تا در پرتو خرد جمعی احیانا راهی، ولو خرد، به سمت حقیقت پیش رویمان گشوده شود. اما حتی در عمل به فتوای خرد جمعی نیز باز نباید سلاح نقد را از دست فروگذارد و تواضع معرفتی را به دست فراموشی سپرد.

عقل گرایان نقاد در عین حال به این نکته نیز توجه دارند که چنین نیست که همه افراد طالب شنیدن استدلال‎ها از هر سنخ و گزینش بهترین آنها باشند. بلکه در مواردی با تکیه بر رویکرد‎های جزمی خود به نیت نابودی فیزیکی استدلال کنندگان وارد میدان می‎شوند. در این قبیل موارد، و تنها در این موارد، دفاع از حرمت عقل و استدلال، با تکیه به ابزار هایی در خور مواجهه با تهدید‎های فیزیکی، فتوایی است که عقل بر آن صحه می‎گذارد.

1- Justificationist viewpoint and attitude
2- justified
3- کارل پوپر، اسطوره چارچوب: در دفاع از علم و عقلانیت، تهران: طرح نو، 1384.
4- صاحب این قلم در کنفرانسی که سال گذشته در دانشگاه لایدن و با عنوان "خشونت سیاسی: ماورای تقابل دینی-سکولار" برگزار شد مقاله ای با عنوان "یقین اعتقادی: یک عامل موثر در خشونت‎های "دینی" و "سکولار" در عرصه سیاسی" ارائه داد. آنچه در این مختصر ذکر شد تا اندازه ای مبتنی به استدلالی است که در آن مقاله عرضه شده است. مقاله مورد اشاره به همراه دیگر مقالات ارائه شده در کنفرانس دانشگاه لایدن قرار است در سال آینده در سلسله انتشارات دانشگاه ادینبور منتشر شود

* محقق ارشد مدعو در مدرسه مطالعات اجتماعی، علوم انسانی و زبانه در دانشگاه وست مینستر، استاد فلسفه در مؤ‌سسه‌ اسلامی‌ لندن و دانشیار مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

- منبع: اِسرانیوز

مقالات و دیدگاه ها

IMAGE
روحانی و مطالبات مردمی
مهندس محمد توسلی   جامعه امروز ما در حالی که کمتر از سه ماه به پایان کار دولت...
IMAGE
خاطرات زندان قزل قلعه
محمد توسلی خاطرات دوران زندان قزل قلعه بخشی ازخاطرات زندان سال پنجاه است که در...
نقد یا تخریب
محمدتقی فاضل‌میبدی

مصاحبه ها

انقلاب نتیجه انسداد اصلاحات
محمد توسلی، مصطفی تاجزاده و علی شکوهی در نشست چرا انقلاب شد؟ انقلاب نتیجه انسداد...
IMAGE
آیا مردم عذرخواهی قاضی مرتضوی را می پذیرند؟
قاضی مرتضوی هم زمان با طی مراحل قانونی پرونده کهریزک، متن عذرخواهی خود را از مردم...
IMAGE
فقیهی که باید عارف می‌شد
روایت هاشم صباغیان از آیت الله طالقانی
IMAGE
چرا تهران مصدق ندارد؟
گفتگو با محمد توسلی