منکراتی به نام نهی از منکر‌

محمدجواد حجتی کرمانی

 

انگیزه این نگارش که تحت عنوان جدید «اشک قلم» به رشته تحریر درمی‌آید واقعه دردناکی است به نام اجرای احکام اسلامی تحت عنوان «تعزیرات»! که در قزوین رخ داده اما به قول آقای خسروشاهی ‌نظیر این وقایع اسف‌آور که به نام اسلام و نظام اسلام و انقلاب جمهوری اسلامی در همین روزها در خرّم‌آباد و «آق‌دره» (زنجان) نیز اتفاق افتاده است، چیزی کمتر ندارد… ـ در خرم‌آباد ـ در حوزه علمیه، عده‌ای که «خودسر» خوانده می‌شوند و همه می‌دانند که نه‌تنها «خودسر» نیستند بلکه «سر» دارند؛ نه‌تنها «سر» که «سرانی» دارند که من آنان را با الهام از آیة کریمة «طلعها کأنها رئوس الشیاطین» («سران دیوان») می‌نامم، ریخته‌اند و طلاب را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند (که یورش کماندوهای شاه به مدرسه فیضیّه را در خاطره‌ها تجدید کردند).

در جای دیگر (معدن طلای «آق‌دره» زنجان) کارگرانی را که اعتصاب کرده بوده‌اند به حکم «شرع!» من‌درآوردی و تعزیرات خلاف عقل و عرف و موازین ملی و بین‌المللی، به شلاق بسته‌اند…

آری… این «اشک قلم» است که بر این صفحات می‌ریزد و می‌دانم که اهل درد و ناظرانی که نگرانِ اکنون و آیندة انقلاب ایران‌اند، نمی‌توانند این ناروایی‌های شرم‌آور را به نام اسلام و انقلاب ببینند و خم به ابرو نیاورند و اشک تأثر و تحسّر از دیدگان فرو نبارند…

* * *

اجازه بفرمائید بر سر سخن روم و در مورد آنچه «تعزیرات شلاقیه! در پارتی قزوینیّه!» خواندم و شلاق خوردن ۳۷ دختر و پسر را که در یک پارتی شبانه به رقص و پایکوبی پرداخته بودند ـ که هریک با ۹۹ ضربه شلاق «تعزیر» شدند، «منکر»ی قلمداد کردم که به نام «نهی از منکر» انجام شده است و گفتم و تکرار می‌کنم که از اینگونه «منکرات» به نام «نهی از منکر» در منابر(!) و مساجد(!) و نمازجمعه‌ها! و جماعات! به وفور دیده و شنیده می‌شود و چه منکری منکرتر از هتک حرمت مسلمانان و هموطنان مقیم داخل و خارج و افترا و دروغ و دشنام و سب و لعن و شعارهای تند و زشت برضدّ انسانهایی که بسیاری‌شان اهل فضل و کمال و سائقة علمی و مبارزاتی و به تعبیر قرآنی که بین ما معمول است در شمار «سابقون» انقلاب اسلامی‌اند. اینان نمی‌دانند که در لسان شرع مبین و سنّت و سیرة سیدالمرسلین(ص) و ائمه معصومین(ع)، حرمت مؤمن همسان حرمت کعبه مشرفه و شاید بالاتر از آن قلمداد شده است.

* * *

…وعده دادم که نخست از منظر حقوقی و قضائی اظهار شده از جانب حقوقدان نام‌آشنا و دردآشنا، آقای بهمن کشاورز در روزنامه شرق مورخه شنبه ۸ خرداد ۹۵ سخن بگویم. اما بهتر است نخست بگویم که این سلسله اعمال، قطعاً و مسلّماً از نظر فقهی «منکرات» بیّن و آشکار است و بر بزرگان قوم چه آنان که «مبسوط‌الید»ند و در عمل، کاری از دستشان ساخته است و چه آنان که تنها می‌توانند با قلم و بیان «نهی از منکر» کنند، فرض است که برای حفظ آبروی خودشان و حفظ آبروی نظام و جمهوری اسلامی و حفظ آبروی انسانهای بی‌گناه (یا گناه کاری که با گناهانی به مراتب بزرگتر و وقیح‌تر «نهی از منکر!!» می‌شوند)، سریعاً و عاجلاً برای جلوگیری از اینگونه ناروائی‌ها دست به «اقدام» و «عمل» زنند و «اقدام» و «عمل» را نه تنها در «اقتصاد مقاومتی» که امسال از زبان رهبر انقلاب به این نام خوانده شده است بلکه عملاً و نیز از راه «بیان و قلم» جلوگیری کنند و این آلودگی‌ها را از چهره شرع مبین و سنّت انور حضرت سیدالمرسلین(ص) و سیرة امیرالمؤمنین و اهل‌بیت طاهرین علیهم‌السلام بزدایند وگرنه همة ما از صدر تا ذیل، مشمول آن حدیث شریف می‌شویم که فرمود: «من رضی بعمل قومِ فهو منهم» و نیز روایت دیگری به این مضمون که کسی که منکری را ببیند و از آن نهی نکند «کان علی الله ان یُدخله مدخله» یعنی خدا بر خود واجب کرده است که او را به همان‌جایی وارد کند که آن بدکار را وارد کرده است…

* * *

…از بس درد زیاد است، قلم سرکشی می‌کند و عملاً «فرع»، زیاده بر «اصل» می‌شود و مقدمه، سَبَق از «ذی‌المقدمه» می‌رباید…

* * *

ما نه شیعة علوی هستیم و نه سنّی عُمری!

…بهتر است برای بیان مطلب از نظر فقهی نخست به دو مورد اشاره کنم که یکی برای شیعیان، حجّت است و دیگری برای برادران اهل سنّت و تصریح کنم که آنچه بر ما می‌گذرد، نشان می‌دهد که ما که نام امام علی(ع) و امامان معصوم(ع) را یدک می‌کشیم «سُنّی عُمری» هم نیستیم تا چه رسد که «شیعة علوی»، باشیم!

بیان مطلب آنکه: در تاریخ و نیز روایات فریقین (شیعه و سنی) آمده است که خلیفه دوم که در شدت و غلطت در امر به معروف و نهی از منکر در شیعه و سُنّی، منکِر ندارد و به همین دلیل برادران اهل سُنّت او را «خشنٌ فی ذات‌الله» خوانده‌اند، گویا شبی از خانه‌ای صدای خوانندگی و نوازندگی‌ای می‌شنود که می‌پندارد، عده‌ای زن و مرد به لهو و لعب و احیاناً میگساری و بدمستی مشغولند.

می‌گویند: خلیفه که تاب شنیدن این منکرات را نداشته است پس از آنکه مأیوس می‌شود از درِ بسته خانه وارد شود و نهی از منکر کند، از بام خانه به پایین می‌آید و شروع می‌کند به نهی از منکر کردن… بانوی صاحبخانه به خلیفه می‌گوید: تو خودت صریحاً برخلاف کتاب خدا عمل کرده‌ای که می‌فرماید: «ولا تجسّسوا». تجسّس تو در خانة ما برخلاف قرآن است. خلاف دیگر تو آنست که برخلاف آیة قرآن که می‌فرماید «و أتوا البیوت من ابوابها» (از در، به خانه درآیند) تو از پشت بام، به خانة ما آمده‌ای و این کار برخلاف صریح نهی قرآن است.

ـ شما فکر می‌کنید خلیفه دوم در برابر این استدلال صریح و روشن یک زن معمولی خانه دار، دست به چه کاری زد؟ آنان را کتک زد؟ بساط عشیشان را درهم ریخت؟ آنان را به دست «عسس» سپرد؟ هیچکدام!

نقل است که وی شرمنده، راه برون‌رفت پیش گرفت و درحالی که بدون هیچگونه عکس‌العمل تندی گِردآمدگان در خانه را «تعزیر» کند و به «شلاق» ببندد، از خانه بیرون آمد و پشیمان از کار خلاف شرع خویش گفت: زنان خانه‌دار «اَفقَه من عمر» یعنی زنان خانه‌دار از عمر فقیه‌ترند.

توضیح این نکته ضروری است که اینگونه رفتارها و گفتار منسوب به خلیفه دوم را با مقایسة به مقام عصمت حضرت امام علی(ع) از مطاعن خلیفه دوم شمرده‌اند اما با توجه به آنکه اهل سنت قائل به عصمت خلفای ثلاث نبوده و نیستند، ابائی از پذیرش این لغزشها ندارند.

نکته مهم‌تر آنکه ما با تجربه‌ای که در جمهوری اسلامی داریم جنبة مثبت رفتار خلیفه دوم یعنی پذیرش سخن یک بانو، می‌تواند سرمشقی برای حاکمان جمهوری اسلامی باشد، اما ما چنانکه بالعیان مشهود است بنا به جنبه منفی آن عمل می‌کنیم و از اعتراف به اشتباه ـ حتی اشتباهات مشهود و روشن، سر باز می‌زنیم و ادعای شیعه‌بودن را هم داریم و خود را پیشتاز و الگوی شیعیان

(و حتی مسلمانان!) جهان می‌دانیم!؟

* * *

من که می‌گویم ما نه تنها شیعة پیرو «علی(ع)» نیستیم بلکه سُنّی پیرو عمر(رض) هم نیستیم… راست می‌گویم. ـ شما ملاحظه کنید آزادی و جرأت یک زن را در برابر «خلیفه» مقتدر که شخص اول مملکت اسلامی است، و ملاحظه کنید عکس‌العمل اسلامی و اخلاقی خلیفه را در برابر اعتراض تند و البته مستدلّ یک بانو…

حالا:

«بیا به خانة ما و ببین چه رنگین است!»

خدایا به تو پناه می‌بریم!

ربّنا اصرف عنا العذاب انا مؤمنون.

مقالات و دیدگاه ها

IMAGE
روحانی و مطالبات مردمی
مهندس محمد توسلی   جامعه امروز ما در حالی که کمتر از سه ماه به پایان کار دولت...
IMAGE
خاطرات زندان قزل قلعه
محمد توسلی خاطرات دوران زندان قزل قلعه بخشی ازخاطرات زندان سال پنجاه است که در...
نقد یا تخریب
محمدتقی فاضل‌میبدی

مصاحبه ها

انقلاب نتیجه انسداد اصلاحات
محمد توسلی، مصطفی تاجزاده و علی شکوهی در نشست چرا انقلاب شد؟ انقلاب نتیجه انسداد...
IMAGE
آیا مردم عذرخواهی قاضی مرتضوی را می پذیرند؟
قاضی مرتضوی هم زمان با طی مراحل قانونی پرونده کهریزک، متن عذرخواهی خود را از مردم...
IMAGE
فقیهی که باید عارف می‌شد
روایت هاشم صباغیان از آیت الله طالقانی
IMAGE
چرا تهران مصدق ندارد؟
گفتگو با محمد توسلی