انسانی خوش مشرب صبور پر تحمل

متن کامل اظهارات احمد سلامتیان در جلسه یاد بود دکترابراهیم یزدی در پاریس که در تاریخ دوم سپتامبر در پاریس بر گزار شد:

بنام خداوند جان و خرد کز او اندیشه بر نگذرد

اذکروا محاسن موتاکم ، وکفوا عن مساویهم , بروایت از پیامبر .

فاذکروا موتاکم بالخیر, بروایت از امیر مومنان علی

فارغ از بحث سلسله روایت حدیث و صحت و سقم آن که بیشتر در صلاحیات روات و اهل منقول است من بر مبنای معقول تنظیم روابط انسانی گرایش دار م از این حدیث پیروی کنم
اگر هدف از بزرگداشت و یادبود تاکید بر ره اورد عمر از دست رفته است و تنبه و اموزش از آن, بهتر است بویژه در ایام مصیبت و تعزیت از خلاصه کردن یک عمر طولانی و پر تلاطم و انهم در دورانی آشوب زده و عنان گسیخته, در یک حادثه و یک جمله اجتناب کنیم .
از دمیدن در شیپور اختلافات و نمک بر روی زخم پاشیدن و بذر کینه ونفرت پراکندن , انهم در زمانی که نفس مصیبت و مرگ , احساسات را در این سو و انسو تند تر و تیز تر نموده است , امید و انتظار اصلاح امور و بهبود رفتارها و کردارها را که هدف اصلی آموزش از تاریخ است نمیتوان داشت .

همزبان با جلال آل احمد میگویم

«من در چنین زمانه ای با همه برد و باخت ها و زیر و بالاهایش چنینم. هرکس دیگر هرجور دیگر که می خواهد باشد و هرچه دلش می خواهد بگوید»

اما استنباط و نظری کاملا مخالف باوی دارم وقتی که در ادامه مینویسد
.
«تا وقتی به انتظار گذر تاریخ و قضاوت درباره آدم ها و وقایع را-هرچه که خُرد باشند- به تاخیر می افکنیم و با عناوین جاسنگینی و حزم و دور اندیشی ، جواب خنگی ها و کسالت های «این نیز بگذرد» ی ته وجودمان را می دهیم، آن هم به چنین صورت زشتی که «فاذکروا موتاکم بالخیر» تاریخمان چنین پیزوری ست و آدم هامان چنین بی بخارهایی و وقایعمان چنین در حاشیه و از پس قافله»

اجازه دهید حلوای تاریخ را به سر که نقد ترجیح دهم !

دکترابراهیم یزدی پس ازهفت دهه تلاش پرفرازونشیب درراه آزادی وآبادی واستقلال ایران زمین درحالی که نگران اما امیدواربه سرنوشت مردم ومیهن خویش می نگریست چشم ازجهان فروبست.

دبیر کل نهضت آزادی ایران درسه عرصه فکری, سیاسی وتشکیلاتی, کوله باری ازخاطره وتجربه تلخ وشیرین برای ما ونسل آینده ساز سرزمین مان درجای گذاشته است,درمراسم بزرگداشتی که بمناسبت مناسبت زنده داشتن یاد آن عزیزسفر کرده,بر پا شده است, بذکر بخیر اکتفا کنیم

دکتر ابراهیم یزدی در هشتاد و شش سالگی چشم ازجهان فروبست من هفتاد شش سال دارم . دهسال پس از او, اما در همان عنفولن جوانی وارد دنیای سیاست ایران شده ام . زمانی که او در سال ۱۳۳۹ایران را برای تحصیل بامریکا ترک گفته تازه پا بفضای تشکیلات و حوزه و کوشندگی و عواقب ان گذارده ام. از این زمان تا به امروز همواره اورا از دور و نزدیک دنبال کرده ام گاه رفیق و گاه رقیب او بوده ام , گاه خودرا در کنار و گاه در مقابل اویافته ام. اما هرگز دشمن او نبوده ام و حتی میتوانم بگویم علیرغم مسیر های متفاوت همراه او بوده ام. همراهی در جهت مقصود و هدفی که راهنما و دلیلی لز تبار راهگشایان ستبر تاریخ در جلوی پایمان گشوده بود. راهنمایی ای که دهخدا در بستر مرگ در کنار تصویر او مینالید و به وام از حافظ میگفت

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس
آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس
سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس
باری دکتر و یزد ی و من و صدها هزار از نخبگان نسل ما لا اقل در یک عشق شریک بوده اند .
عشق گذار ملتی کهن با با ری از سنت و ریشه هایی تنیده در عمق و ظلمت تاریخ و پر و بالی گسترده درجهانی و زمانی آکنده از مصیبت و فاجعه , با همه خوبی ها و بدیهایش , از بردگی بیگانه و بندگی مستبد به آ زادی شهروندی و استقلال و منزلتی که شایسته او است
در راه تحقق بخشیدن به این ر ویای بزرگ مشروطه و تامین حق حاکمیت ملی مردم ایران بر سرنو شت خود راه مصدق را بر گزیده ایم .
گاه این سو و ان سوی از راه بدور افتاده ایم. در مورد خودم میگویم, ولگردی ها کرده ایم اما بالاخراه راه مقصود و نه معبود خودمان مصدق را یافته ایم . یعنی ما مصدقی بوده ایم و مانده ایم و چوب انرا خورده ایم و هنوز میخوریم .
این مصدقی بودن برای نسل ما و طریقت ما , هویت بسته و منحصر به نحله ای خاص یا عصبیت قبیله ای ویژه ای نبوده « در چند هدف کمتر از انگشتان یک دست , در ابتدای کار جبهه ملی که مصدق و یارانش بر پا داشتند هدف خود را در اعلام برنامه دولت مصدق ,تنها در دوبند خلاصه میشده است
۱-ملی کردن صنعت نفت ایران در سراسر کشور و خلع ید بیگانگان از این منابع , در مسیر بکار بردن این ثروت ملی در طریق رشد و ابادانی صاحبان ان
۲- اصلاح قانون انتخابات در طریق تامین شرایط تبلور و بروز حاکمیت ملت و شر کت وی در تامین سرنوشت خود

و شصت و هفتسال بعد هنوز این دو بند میتواند بعنوان استخوان بندی اساسی مهمترین پروژه و مطالبه سیاسی در ایران قلمداد شود

و اما مصدقی بودن , رفتارو کرداری شایسته این هدف و شیوه و ابزاری برای رسایدن بان را نیز ترویج میکرد
مبارزه وی علنی بود , قانونی بود , مسالمت آمیز بود اصلاح طلبانه بود. در ایین مصدق و یارانش افراط و تفریط جایی نداشت
نیک بیاد دارم در سالهای ۱۳۳۹ تا ۴۲ که بکرات با رهبران جبهه ملی از اللهیار صالح و غلامحسین صدیقی دکتر آذر و دکتر سنجابی گرفته تا مهندس بازرگان و دکتر سحابی و سید محمود طالقانی زندانی شدم , ورد زبان انها , صاجب تجربگان بما جوانان پر شر و شور نور سیده و شتابزده , دعوت به تامل بود و خویشتنداری, دعوت بمسالمت جویی و اجتناب از تند روی و افتادن بدام خشونت . شعار اصلی ما استقرار حکومت قانون بود و در هر تظاهرات و اجتماع بلند گوی هایمان برای احتراز از تحریک و تندی های بیهود مرتب تکرار میکردند « استقرار حکومت قانون هدف جبهه ملی ایران است» « هرکس شعاری بدهداز ما نیست اطرافش را خالی کرده تنهایش بگذارید »

در اردیبهشت ۱۳۴۰ نهضت آزادی ایران تشکل گردید
بنده بطور خلاصه باید عرض کنم ما مسلمان، ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم.
۱ـ مسلمانیم , نه باین معنی که یگانه وظیفه خود را روزه و نماز بدانیم. بلکه ورود ما به سیاست و فعالیت اجتماعی من باب وظیفه ملی و فریضه دینی بوده دین را از سیاست جدا نمی‌‌‌دانیم و خدمت بخلق و اداره امور ملت را عبادت می‌شماریم. آزادی را بعنون موهبت اولیه الهی و کسب و حفظ آنرا از سنن اسلامی و امتیازات تشیع می‌‌شناسیم. مسلمانیم باین معنی که به اصول عدالت ومساوات و صمیمیت و سایر وظایف اجتماعی و انسانی قبل از آنکه انقلاب کبیر فرانسه و منشور ملل متحد اعلام نماید معتقد بوده‌ایم…
۲-ایرانی هستیم ولی نمی‌‌گوییم که هنر نزد ایرانیان است و بس. ایران دوستی و ملی بودن ما ملازم با تعصب نژادی نیست و بالعکس مبتنی بر قبول نواقص و معایب خود و احترام به فضائل و حقوق دیگران است. نسبت به حیثیت و استقلال و تعالی کشورمان فوق‌العاده پافشاری می‌کنیم ولی مخالف ارتباط و تعادل با سایر ملل و زندگی در جهانی که روز بروز پیوندها و احتیاجات متقابله شدیدتر می‌‌شود نیستیم.
۳ـ تابع قانون اساسی ایران هستیم ولی منافی (نومن ببعض و نکفر ببعض) نبوده از قانون اساسی بصورت واحد جامع طرفداری می‌کنیم و اجازه نمی‌‌د‌هیم اصول و اساس آن که آزادی عقاید و مطبوعات و اجتماعات. استقلال قضات تفکیک قوا و بالاخره انتخابات صحیح است فراموش و فدا شود و اما فروع و تشریفات قانون با سوء تعبیر ان مقام اصلی را احراز نماید و بالنتیجه حکومت ملی و حاکمیت قانون پایمال شود.
۴ـ مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می‌دانیم ولی نه به آن معنی و مقصدی که از روی جهل و غرض تهمت زده مکتب او را مترادف با هرج و مرج و تقویت کمونیسم و تعصب ضد خارجی و جدائی ایران از جهان معرفی کرده‌اند. ما مصدق را بعنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران محبوب و منتخب واقعی اکثریت مردم بود و قدم در راه خواسته‌های ملت برداشته توانست پیوند بین دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم واقعی دولت را بفهماند وبه بزرگترین موفقیت تاریخ اخیر ایران یعنی شکست استعمار نائل گردد تجلیل می‌‌کنیم و باین سبب از (تز) و (راه مصدق) پیروی می‌‌کنیم. از خدا می‌‌خواهیم پیمان ما با او و با شما پیوسته برقرار بوده در راه حق و خدمت به ایران همگام و مقضی المرام باشیم.

در سال ۱۳۴۱ در نخستین کنگره جبهه ملی که با شرکت بیش لز ۱۷۰ نفر نمایندگان بیش از ۶۵ هزار نفر کوشنده وفعال سیاسی اعم از اعضای احزاب و گروههای عضو این جبهه ویا نمایندگان کوشندگانی که بصور منفرد در جبهه فعال بودند بریاست اللهیار صالح و شرکت مهمترین وزرا و همکاران دکتر مصدق مانند باقر کاظمی کریم سنجابی غلامحسین صدیقی مهدی آذد احمد زیرک زاده مهندس حق شناس و دهها نفر دیکر از همکاران و طرفداران مصدق مانند مهندس بازرگان دکتر ید الله سحابی و سید محمود طالقانی منشور این جبهه در کمیسیونی با شرکت مهندس مهدی بازرگان تدوین شد و توسط وی بکنگره ارائه گردید و تصویب شد این اصول برنامه در جزییات بیشتر نوشته شد . من فکر میکنم این سند بسیار مهم هنوز هم میتواند بخش اعظم پروژه اجتماعی گذار ایران به دموکراسی و مدرنیته را در چند دهه آینده تشکیل دهد

اما تصلب طبع استبداد سلطنتی همه راهها را برا ین مطالبات اصلاح طلبانه و خیر خواهانه و پی گیران مسالمت جو و قانونی ان بست. سران و با تجربگان انان را که منادی صبر تاریخی و حوصله و گفتگو بودند روانه زندان و تبعید و خانه نشینی کرد . ممنوع البیان !و ممنوع و التصویر! و جوانان انانرا که شور و شوق تغییرو هوای ازادی در قفس استبداجان بسرشان کرده بود , روانه سلولهای انفرادی و دخمه های شکنجه و میدان های اعدام و خانه های تیمی و اواره چهار گوشه جهان نمود .
درست در سالهایی که این سنگ راسخ بنای تحول ارام و پویائی سیاسی کشور را بزنجیر می بست سگ هار پیدایش و گسترش و تراکم یافتن بحران های اجتماعی و اقتصادی را رها ساخته بجان بافت سنتی در حال دگردیسی ایران انداخت. زمانی که گذشته را ویران کنی و هر ساقه نورا سرکن, چیزی جز و یرانه و بیابان سیاسی و اجتماعی باقی نمی گذاری. و بدینترتیب بو که تعادل و همگرایی بدنه اجتماعی فرو پاشید و زمینه برای چند دهه افراط و تفریط فراهم شد , سیطره خشو نت , تقدیس باروت, جایگزین تعامل و گفتگو و تحول ارام و سازندگی سیاسی و اجتماعی شد و در این بازار مکاره بحران ها بود که رادیکالیسم , و سرکوب همه چیز ر ا سیاه و یا سفید کرد وچنان تقلیل گرایی بینشی و فکری و غلیان احساسی بر جامعه مستولی کرد که چهره ناجی را نه در ناصیه یکدیگر , و تلاقی فکر وامیدشان بلکه در ماه و از ماورای ابر ها دیدند . سیل بر خواسته در جریان سهمگین , افسار گسیخته و تخریبگر خود نظام استبداد سلطنتی را مثل پر کاهی به کناری افکند
روز ۱۴ مهر ماه ۱۳۵۷ که ایت الله خمینی وارد پاریس شد نه شاه و نه ایشان , نه هیچیک از اطاق های فکر و مراکز تحقیقاتی که تحولات ایران نظرشان را جلب کرده بود , هیچکدام از ما تعداد انگشت شماری که در فرودگاه باستقبالش رفته بودیم و انگشت شمار تر کسانیکه همراه او بپاریس وارد شدند کوچکترین تصوری از سرعت گرد باد تاریخی که هم مارا در درون خود به چرخش واداشته بود نداشتیم و درست یکماه بعد در ۱۴ ابان من پس ازهفده سال تبعید همراه دکتر سنجابی و باین امید که در درون کشور بعنوان دستییار, ایشان را یاری دهم که شورائی از نمایندگان نیروها و تشکل های سیاسی و صنفی که در جنبشی اعتراضی که هنوز کسی انقلابش نمی نامید شرکت داشتند , زیر نظر ایت الله طالقانی در داخل کشور تشکیل دهد تا با حمایت ایت الله خمینی بتواند نهضت اعتراضی را تداوم بخشد. متاسفانه این کوش ناکام ماند شرح علل در این مجال نگنجد اما اقای دکتر یزدی بعنوان مشاور و معتمد ایت الله خمینی انطور که خود در خاطراتش نوشته است در تدارک سازمان دادن شورایی از مشاورین اقای خمینی موفق شد که پس از ورود بایران شورای انقلاب اسلامی نام گرفت .
گامهای تاریخ بافروپاشی نظام سلطنتی و وسعت بسیج عمومی توده های پای در میدان , اما بی تشکل و سازمان چنان فرصت تعامل و گفتگوی سیاسی و اجتماعی را از همه نخبگان و بدنه اجتماعی گرفت که باعتبار مرحوم مهندس بازرگان کسانی را که در خشکسالی ارزوی قطره ای باران کرده بودند مواجه با سیلی ساخت که فولکس واگن دولت موقت را در مسیر ان , یارایی هیچ مقابله با بولدوزر اما مباقی نگذاشت . و بالا خره اوج رادیکالیسم در انچه اقای خمینی بالاخره انقلاب دومش نامید طومار دولت موقت را هم در هم نوردید
و تازه با مسخ پیش نویس قانون اساسی و جایگزین کردن ان با ولایتی که حق مطلق قیمومیت بر مردم برای خود قایل شد , مشگل اصلی ما مصدقی ها و از جمله دکتر ابراهیم یزدی و این حقیرسر پا تقصیر با عشقمان یعنی« عشق گذار ملتی کهن با با ری از سنت و ریشه هایی تنیده در عمق و ظلمت تاریخ و پر و بالی گسترده درجهانی و زمانی آکنده از مصیبت و فاجعه , با همه خوبی ها و بدیهایش از بردگی بیگانه و بندگی مستبد به آ زادی شهروندی و استقلال و منزلتی که شایسته او است» دو باره شروع شد

اجازه بدهید در شرح بلایی که در طی این حوادث بر سر ما مصدقی ها آمد تصویر بسیار زیبائی را از اقای عبدالعلی بازرگان وام بگیرم در مطلبی تحت عنوان همگـرائـی» و «واگـرائـی» ملـی , روند جدائی‌ها آینه ای در برابرانقلاب مینویسد
بانوانی که بافندگی کرده‌اند بهترمی دانند چگونه کاموائی را که هفته‌ها با هزاران گره به هم بافته‌اند، به سادگی و غفلتی می‌توان با گشودن گره‌ها در دقایقی ازهم گسست!

مبارزات یک ملت برای کسب آزادی و استقلال نیزنیازمند سال‌ها گره زدن دل‌های مردم است، این کار، همچون بافندگی، طرح و نقشه و صبر و حوصله می‌خواهد. ولی چه ذوقی دارد آنگاه که ملتی پس از سالیانی دراز، خلعت آزادی را به تن می‌کند!!

سرمایه صد سال مبارزه یک ملت را، که از سر و جان‌ها حاصل شده، به سادگی می توان سوزاند و خاکسترش را هم به باد داد! بنای رفیعی را که ساخت آن سال‌ها و سرمایه‌ها برده، می‌توان به ساعتی سرنگون کرد! همین است که گفته‌اند حفظ انقلاب، آزادی، استقلال و ارزش‌ها، از به دست آوردنش سخت تر است .

دکتر ابراهیم یزدی را , علیرغم همه رقابت و تفاوتی که در چند ماه قبل از پیروزی انقلاب و دوماه پس از ان که منجربه استعفا و خروج من از وزارت امور خارجه بدنبال استعفای اقای دکتر سنجابی و همزمان با انتصاب ایشان بوزارت امورخارجه شد , بار دیگر در مجلس شورایملی که نام انرا بر خلاف نص صریح قانون اساسی با یک قیام و قعود علیرغم مخالفت دکتر یدالله سحابی با آن و پیروی ما از وی که دیگر اقلیتی بیش در این مجلس نبودیم , همسنگر و همراه یافتم . در اکثر مباحث مربوط باعتبار نامه ها در کوشش ناکاممان در سرعت بخشیدن به حل مساله گروگانها در نقد غفلتهای عظیمی در بیانییه الجزایر که منجربه بر باد رفتن دهها میلیارد دلار حساب تنخواه گردان ایران و امریکا گردید

اما متاسفانه باز رادیکالیسم و افراطی گری لانه گرفته در لایه های قدرت که سوار بر توسن خشونت در جستجوی تحریک مخالفین به خشونت بودند تا انها را منکوب کنند و علیرغم خیرخواهی تاریخی مهندس بازرگان در سرمقاله روزنامه میزان تحت عنوان «فرزندان مکتبی و مجاهدم،» هشدار دلسوزانه داد که از وارد شدن به یک جنگ داخلی زمانیکه انواع فتنه ها و به خصوص جنگ خارجی شعله ور شده است بپرهیزید. بازرگان آنچه را می بایست از موضع یک پدر دلسوز و باورمند به آموزه های قرآنی در متد پیامبر و خاندانش به نسل انقلاب و رهبرانش گفت ولی پاسخی جز تهمت و توهین دریافت نکرد

بدنبال حوادث خونین خرداد ۶۰ و عواقب ان , من تنها برای حفظ جان , ناگزیر باکل میته شدم و بار دیگر راهی تبعید, اما دکتر یزدی و بازرگان و اکثر دوستان همسنگر نهضت آزادی که از ما, واقع تر بین بودند توانستند گامهای خود را چنان تنظیم کنند که گرچه با هزینه فراوان بالاخره از حا دثه جان بدر برند و در ایران بمانند

پس از فوت مرحوم مهندس بازرگان و انتخاب مرحوم دکتر یزدی به دبیر کلی نهضت آزادی فرصتی برایم دست داد که در یک کنفرانس همبستگی احزاب سوسیالیست اروپایی با بعضی از شخصییت ها نمایندگانی از گروهها ازادیخواه اطراف مدیترانه که با صرار من ایران را هم بعنوان کشور صاحب نفوذ در این منطقه دعوت کرده بودند بمدت یک هفته در شهر غرناطه اسپانیا با دکتر یزدی باشم در فضای ارام کنفرانس و دوری از تب و تاب سیاست روز که باجبار بمن و او تحمیل شده بود یزدی جدیدی را کشف کردم انسانی خوش مشرب صبور پر تحمل و باز, به دنیای پیرامونی خو د , با مدا را و توان تحمل دیگران . خدایش بیامرزد .

با حافظ شروع کردم اجازه ام دهید با وی سخن را بپایان برم و این غزل را نثار روح پا کش نمایم

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
ترکان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

مقالات و دیدگاه ها

IMAGE
نفرت از استبداد سلطنتی یا عشق به خمینی؟ / در نقد اظهارات حسن شریعتمداری با عنوان “محدود به دو مطلق”
رضا حاجی: آقای حسن شریعتمداری در مورد مرحوم دکتر ابراهیم یزدی در بزرگداشت چهلمین...
IMAGE
لحظات دردناک وگذرای بازگشت به آدمیت خویش
دکتر حبیب الله پیمان: دربرابر مصایب انسانی ازهرنوعش نمی توان بی تفاوت ماند. احساس...
IMAGE
نماینده کدخدا و اصلاح طلبان
تقی رحمانی: قدیم می گفتن دیدن کدخدا ده لازم است. روحانی هم به درستی می گوید امریکا...
IMAGE
نامه دبیرکل نهضت آزادی ایران به ریاست دانشگاه علامه طباطبایی درپی لغو مجوز سخنرانی ایشان
میزان: مهندس محمد توسلی دبیرکل نهضت آزادی ایران و اولین شهردار تهران پس از انقلاب...
IMAGE
احمد و محمود و محمّد: نگهبانان تبعیض و تعدّی
دکتر عبدالکریم سروش: بنده‌ی پیر خراباتم که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه...
IMAGE
فقط بازرگان می‌توانست
مهندس توسلی، در دیدار با اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز شرايط...
IMAGE
پیام مهندس محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در سپاس از ملت شریف ایران
میزان: مهندس محمد توسلی، اولین شهردار تهران پس از انقلاب و دبیر کل نهضت آزادی...
IMAGE
سلامت رجایی و سرطان استبداد
عبدالکریم سروش: تولد علیرضا خجسته، کسالتش اندوهبار ولی شجاعتش دلیری‌زاست و فقط...
IMAGE
همچو ایوب در بلا خوش باش!
محسن کدیور:  سالروز تولد علیرضا رجایی است. این یادداشت کوتاه* که با چشم تر نوشته...

مصاحبه ها

IMAGE
بیانیه های الجزایر در گفتگو با بهزاد نبوی
گفتگوی سایت جماران با مهندس بهزاد نبوی: بهزاد نبوی در این گفت و گو، به بازخوانی،...
IMAGE
بازخوانی مصاحبه مهندس توسلی با صدا پیرامون پیامد های اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری
گفت وگوی هفته نامه صدا با مهندس محمد توسلی: زمانی که دانشجویان انجمن‌های اسلامی...
IMAGE
درس ها و عبرت هایی از اشغال سفارت آمریکا
گفت و گوی نشریه دانشجویی مدار با مهندس محمد توسلی:   دانشجویان همواره  قلب تپنده...
IMAGE
تولد کوروش را به‌نام روز همبستگی اقوام ایرانی نامگذاری کنید
 گفت و گوی مهندس امیر خرم با روزنامه آسمان آبی: از زمانی که از تعامل سه‌حوزه تمدنی...
IMAGE
از جریان نفوذی شکست خوردیم. گفتگو با ابراهیم یزدی
سید مهدی دزفولی - تاریخ ایرانی: دکتر ابراهیم یزدی از چهره‌های شناخته‌شده و...
IMAGE
ضرورت گسترش دموکراسی مشارکتی برای پر کردن شکاف‌های قومی در خاورمیانه
گفتگوی روزنامه همدلی با دکتر حبیب الله پیمان: وضعیت آشفته منطقه خاورمیانه،...
IMAGE
«خوانشي از آغاز و انجام جريان موسوم به ملي - مذهبي» در گفت‌وشنود منتشرنشده با دكتر ابراهيم يزدي
محمدرضا كائيني: سياستمداران معمولاً شخصيتي چندلايه دارند و پس از رسيدن آنان به...
IMAGE
سلبریتیزه شدن روشنفکران و مابقی قضایا
گفتگوی صدا با مقصود فراستخواه:   با توجه به نوع کنشگری روشنفکران، آیا می‌توانیم...
IMAGE
یزدی در مسیر دموکراسی دچار چپ روی و راست روی نشد
گفتگوی روزنامه ابتکار با مهندس محمد توسلی: علیرضا صادقی: دفتر تاریخ معاصر ایران...
IMAGE
طالقانی؛ اسلام رحمانی و گفتمان آزادی
گفتگوی روزنامه همدلی با محمد توسلی : انقلاب به بلوغ رسیده و در آستانه چهل...